تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم باشد زيرا كه آن حضرت اعراب مذكوره را بغزوات شديده و قتال اقوامى كه صاحب نجدت و شدت بودند امر نمود مثل اهل حنين و طايف و مؤته و تبوك و غير آن پس حمل آن بما بعد وفات آن حضرت بيمعنى باشد و باى حال اينقوم اگر اهل شرك و ارتدادند حكم ايشان قتل است يا اسلام ، و اگر غير ايشانند قتالست يا جزيه ، پس بر تقدير ثانى اسلام بمعنى انقياد باشد آن گه بر جهت ترغيب اعراب بر ثبات قدم در وقت جهاد و ترهيب ايشان از فرار نمودن از محاربهء اهل طغيان و عناد مىفرمايد كه * ( فَإِنْ تُطِيعُوا ) * پس اگر فرمان بريد كسى را كه داعى شما است بجهاد اهل كفر و اجابت قول او نمائيد در آن * ( يُؤْتِكُمُ اللَّه ) * بدهد خداى شما را * ( أَجْراً حَسَناً ) * مزدى نيكو كه غنيمت است در دنيا و درجه عليا در جنت * ( وَإِنْ تَتَوَلَّوْا ) * و اگر روى بگردانيد و پشت بر داعى خود كنيد يعنى قول او را بسمع قبول اصغاء ننمائيد و از قتال متقاعد شويد * ( كَما تَوَلَّيْتُمْ ) * هم چنان كه روى بگردانيديد و قبول دعوت داعى خود ننموديد * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از اينكه سفر حديبيه بود * ( يُعَذِّبْكُمْ ) * عذاب كند خداى شما را * ( عَذاباً أَلِيماً ) * عذابى دردناك هم در دنيا و هم در آخرت ، آورده‌اند كه چون وعيد متخلفان بسمع عجزهء اهل اسلام رسيد از اين معنى خايف شده بعرض سيد عالم صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم رسانيدند كه ما بواسطهء عجز و ضعف مرض از جهاد تخلف مىكنيم ( فما بالنا يا رسول اللَّه ) پس آيا مآل حال ما چه باشد آيه نازل شد . 17 - * ( لَيْسَ عَلَى الأَعْمى ) * نيست بر نابينا * ( حَرَجٌ ) * گرفتى يعنى گناهى ندارند اگر از جهاد تخلف كنند * ( وَلا عَلَى الأَعْرَجِ ) * و نه بر لنگ * ( حَرَجٌ ) * تنگى و اثمى اگر با اهل جهاد موافقت ننمايند * ( وَلا عَلَى الْمَرِيضِ ) * و نه بر بيمار * ( حَرَجٌ ) * ضيقى و مؤاخذه اى اگر بقتال مرتكب نشوند زيرا كه اينها ذوى العاهاتاند و از محاربه معذور ، از مقاتل منقولست كه چون خداى تعالى اين آيه را انزال فرمود حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم ارباب آفات و اصحاب عاهات را از رفتن بحديبيه معذور داشت و بعد از آن به جهت مبالغه در باب مجاهدهء اصحاب فرمود كه * ( وَمَنْ يُطِعِ اللَّه ) * و هر كه فرمان برد خداى را * ( وَرَسُولَه ) * و فرستادهء او را در جهاد و غير آن * ( يُدْخِلْه جَنَّاتٍ ) * درآرد خداى او را به بهشتهايى كه * ( تَجْرِي ) * ميرود * ( مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * از زير مساكن يا درختان آن جوىها * ( وَمَنْ يَتَوَلَّ ) * و هر كه روى بگرداند از حكم خدا و رسول و فرمان او را نشنود در باب قتال و غير آن * ( يُعَذِّبْه ) * عذاب كند خداى او را * ( عَذاباً أَلِيماً ) * عذابى دردناك از ابن عباس منقولست كه چون رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم بحديبيه رسيد ناقه او از رفتن باز ايستاد هر چند او را ميزد نميرفت تا آنكه در همان جاى بخسبيد اصحاب گفتند ( خلأت الناقة ) اين ناقه نافرمانست كه بيجهتى و سببى خسبيده حضرت رسول فرمود كه ما هذا لها عادة و لكن حبسها حابس الفيل عادت اين ناقه نيست كه بىسببى