تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
* ( أَبْصارَهُمْ ) * و كور ساخته ديده هاى ايشان را از روى تخليه و خذلان يعنى ايشان را به جهت فرط عناد و انكار به حال خود واگذاشته و نظر الطاف از ايشان بازگرفته و ايشان بسبب آن از استماع كلام حق اعراض نمودند و ديدن طريق اهتدا را از نظر اعتبار انداخته پس نه سخن حق را اصغاء مينمايند و نه راه حق را منظور نظر ميدارند ، و بعضى گويند معنى آنست كه خداى تعالى ايشان را در آخرت راه بهشت نخواهد نمود و بمنزلهء كسى خواهند بود كه در دنيا كر و كور بوده باشند و اصلا او را به راه راست نتوان داشت ، و ذكر صمم بر سبيل اطلاق و ذكر عمى بر طريق تقييد به جهت آنست كه اطلاق صمم بر غير اذن نميكنند بخلاف عمى كه اطلاق آن بر بصر و قلب هر دو ميكنند و اين هر دو مستعارند از براى فرط ضلالت و غوايت ايشان بر سبيل تأكيد و مبالغه . 24 - * ( أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ) * آيا چرا تفكر نميكنند در قرآن و مواعظ و زواجر آن را بسمع قبول اصغا ، نميكنند و بديدهء اعتبار نظر نمينمايند تا بطريق اهتدا معرفت پيدا كرده از باديه ضلالت و فساد برهند ، آيه دالست بر بطلان قول كسى كه تجويز تفسير آيات ظاهره نميكند مگر بحديث پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم * ( أَمْ عَلى قُلُوبٍ ) * نه آنست كه ايشان در احكام قرآن تدبر نمايند بلكه بر دلهاى ايشانست * ( أَقْفالُها ) * قفلهاى آنكه ختم و طبع است و بسبب اين ذكر و موعظت به آنها نميرسد تا متذكر و متعظ شوند و در اهتدا ايشان را فتح الباب حاصل شود و ابواب فوز و نجات بر ايشان گشوده گردد ، و معنى طبع و ختم در سورة البقرة مفصلا دانسته شد ، و تنكير قلوب يا به جهت آنست كه مراد قلوب بعضى از ايشانست و يا آنكه مراد قلوب ايشانست و هر كه مثل ايشان باشد و يا به جهت اشعار بر آنكه قلوب ايشان بواسطه ابهام امر آن در قساوت و فرط جهالت و نكارت بر وجهى رسيده كه گوئيا مبهم و منكور است اضافهء اقفال به آن به جهت دلالت است بر آنكه افعالى كه مناسب قلوب است و مختص به آن مجانس افعال معهود نيست چه مراد به آن اقفال كفر است كه مستقفل است و اصلا راه انفتاح ندارد ، و در بعضى تفاسير آورده‌اند كه يهود نعت حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم در توراة خوانده بودند و صحت نبوت آن حضرت دانسته و قبل از بعثت صفت آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم بسيار ميگفتند و از ظهور او خبر ميدادند و چون آن حضرت مبعوث گشت و بمدينه تشريف آورد ايشان از وى برگشتند و منكر صفات او شدند حق سبحانه آيه فرستاد كه : 25 - * ( إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا ) * بدرستي كه آنان كه برگشتند * ( عَلى أَدْبارِهِمْ ) * بر پشتهاى خود يعنى كافر شدند و از صفات و نعوت پيغمبر كه مردمان را به آن اخبار مينمودند روى برگردانيدند * ( مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ ) * از پس آنكه روشن شده بود * ( لَهُمُ الْهُدَى ) * مر ايشان را هدايتى از نبوت آن حضرت كه آن صفات او است و دلايل واضحه و معجزات لايحه كه دلالت صريح دارند بر نبوت او * ( الشَّيْطانُ ) *