تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
آنكه خود فرموده كه * ( إِنْ تَنْصُرُوا اللَّه يَنْصُرْكُمْ ) * و ديگر بر او لازم است كه نعمت خود را بر شاكر زياده سازد كما قال لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ و نيز بر او است كه ذاكر خود را ياد آورد كقوله فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ و وفا بعهد نيز مستلزم حال او است نسبت به كسى كه بعهد او وفا كند چنان كه فرموده كه أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ . 8 - * ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا ) * و آنان كه نگرويده‌اند * ( فَتَعْساً لَهُمْ ) * پس عثار و زلت اقدام در معارك جهاد مر ايشانراست ، و از ابن عباس منقول است كه مراد از تعس قتل است در دنيا و تردى در آتش دوزخ در عقبى و نصب آن بفعل واجب الاضمار است سماعا كه آن خبر اسم موصول است و معطوف عليه قوله * ( وَأَضَلَّ أَعْمالَهُمْ ) * و تقدير كلام اينكه ( أتعسهم اللَّه فتعسوا تعسا و أضل اعمالهم ) يعنى اذلال و ادحاض ايشان نمود خداى به اين معنى كه به جهت القاي رعب قدمهاى ايشان را در معارك حرب بلغزانيد پس لغزيده شدند و بسر درآمدند در معركه جهاد لغزيده شدنى و بسر درآمدنى و گم و نابود ساخت عملهاى ايشان را يعنى آن را در معرض قبول در نياورد و اصلا اجراى و ثوابى بر آن مترتب نگردانيد به جهت آنكه نه بر وجه خلوص و محض قربت بود و نه بر سبيل مأمور بلكه عين منهى عنه بود . 9 - * ( ذلِكَ ) * اين تعس و اضلال * ( بِأَنَّهُمْ ) * بسبب آنست كه ايشان * ( كَرِهُوا ) * كراهت داشتند * ( ما أَنْزَلَ اللَّه ) * آن چيزى را كه فرو فرستاده خداى بر پيغمبر خود صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم از قرآن و امر بتوحيد و اقدام نمودن به احكام شرع شريف * ( فَأَحْبَطَ ) * پس باطل و ضايع گردانيد خداى تعالى * ( أَعْمالَهُمْ ) * كردارهاى ايشان را كه باجر آن اميدوار بودند از عمارت مسجد الحرام و طواف خانه و ضيافت عساكر و اعانت متظلمان و اكرام يتيمان و غير آن زيرا كه ترتب ثواب بر اعمال فرع ايمانست و آن از ايشان مسلوبست ، تكرار ابطال اعمال اشعار است بر لزوم آن باهل كفر و عدم انفكاك آن از ايشان و از امام محمّد باقر عليه السّلام مرويست كه مراد از اين آيه آنست كه اضلال و احباط اعمال كفار بسبب اينست كه كراهت داشتند ايشان از آنچه خداى انزال آن فرموده در شأن عاليشأن على بن ابى طالب عليه السلام چه تفريع ثواب بر توحيد و اخلاص عبادت فرع محبت آن حضرت است و ولاى اولاد او چنانچه احاديث بسيار از موافق و مخالف مخبر است بر اين ، آن گه تنبيه مىفرمايد ايشان را بر صحت توحيد و اخلاص بقوله : 10 - * ( أَ فَلَمْ يَسِيرُوا ) * آيا سير نميكردند كافران مراد باستفهام از اينمقام تحريص است به سفر يعنى بايد كه سفر كنند اين معاندان جاحد * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين يعنى در بلاد عاد و ثمود * ( فَيَنْظُرُوا ) * پس بنگرند كه * ( كَيْفَ كانَ ) * چگونه بوده است * ( عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) *