تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
و آنچه مذهب ائمهء هدى است آنست كه حكم ايشان چون حكم ما خواهد بود در ثواب و عقاب چه تكليف بر هر دو يكسان است و شافعى و مالكى نيز بر ايناند و اينكه حنفى به آيه وَيُجِرْكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ استمساك نموده كه ثواب ايشان همين نجات است اصلا دلالت بر حصر نميكند ، و بدانكه چون حق سبحانه به جهت ترغيب آدميان بيان تكليف جنيان نمود و ذكر انقياد و اطاعت ايشان بعد از آن آنها را تنبيه مينمايد بر قدرت خود بر بعث و اعاده و ميگويد كه : 33 - * ( أَ وَلَمْ يَرَوْا ) * آيا نديدند يعنى ندانستند منكران حشر و نشر * ( أَنَّ اللَّه الَّذِي ) * آنكه خدايى كه بقدرت غالبه * ( خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * بيافريد آسمانها و زمينها را * ( وَلَمْ يَعْيَ ) * و مانده نشد و در تعب و رنج نيفتاد * ( بِخَلْقِهِنَّ ) * بآفريدن آنها * ( بِقادِرٍ ) * توانا است * ( عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى ) * بر آنكه زنده گرداند مردگان را چه نقص و عجز بقدرت كاملهء او راه ندارد ، و بدانكه دخول با بر خبر * ( أَنَّ ) * به جهت اشتمال نفى است بر اول و خلاصهء كلام آنست كه آيا خدايى كه قدرت او به اين غايت باشد كه جميع سماوات و ارضين را ايجاد نمايد قادر نباشد بر احياى موتى * ( بَلى ) * آرى قادر خواهد بود بر آنچه آن نسبت بايجاد علويات و سفليات اهون و اسهل است پس چگونه بر آن قدرت نداشته باشد * ( إِنَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ ) * بدرستى كه او سبحانه بر همه چيزهاى ممكنه * ( قَدِيرٌ ) * توانا است اين تقرير قدرت است بر وجه عام كه در حكم برهانست بر وقوع حشر پس وعيد منكران حشر مينمايد به اينكه : 34 - * ( وَيَوْمَ يُعْرَضُ ) * و ياد كن روزى را كه عرض كرده شوند * ( الَّذِينَ كَفَرُوا ) * آنان كه نگرويده‌اند بحشر و غير آن * ( عَلَى النَّارِ ) * بر آتش دوزخ و اين از باب قلب است كه به جهت مبالغه و تأكيد بر خلاف مقتضى ظاهر واقع شده و مراد آنست كه آتش را بر ايشان عرض كنند پس ملائكه عذاب ايشان را گويند كه * ( أَ لَيْسَ هذا ) * آيا نيست اين عذاب * ( بِالْحَقِّ ) * درست و راست يعنى آيا آنچه در دنيا موعود ميشديد و شما انكار آن مىنموديد از عذاب و عقاب عقبى حق نيست * ( قالُوا بَلى ) * گويند آرى حق است و صدق * ( وَرَبِّنا ) * به حق پروردگار ما * ( قالَ ) * گويد خدايا مالك دوزخ بايشان * ( فَذُوقُوا الْعَذابَ ) * پس بچشيد آن عذاب را * ( بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ) * بسبب آنچه بوديد كه نميگرويديد به آن و سخن پيغمبران را در اين باب باور نميداشتيد معنى امر در اينمقام اهانت است و توبيخ ايشان و چون كفار به جهت عناد و اصرار آنچه پيغمبر ميگفت در باب معاد و غير آن انكار ميكردند و به جهت اين غبار بسيار بر خاطر عاطر سيد مختار مىنشست و بسبب ايذاء و آزار ايشان مضطرب ميگشت از اينجهت حضرت آفريدگار او را بثبات قدم و اصطبار امر فرمود : 35 - * ( فَاصْبِرْ ) * پس صبر كن اى محمّد بر جفاى كفار * ( كَما صَبَرَ ) * هم چنان كه صبر