* ( أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ ) * الا افسانه هاى پيشينيان و اباطيل و اكاذيب ايشان كه در دفاتر نوشتهاند ( 1 ) و آن را اصلى و حقيقتى نيست .
18 - * ( أُولئِكَ الَّذِينَ ) * اين خبر « الذى » است و جمعيت آن مشعر بر جنسيت اسم موصول يعنى آنان كه عاق والديناند و منكر بعث و نشر گروهىاند كه * ( حَقَّ ) * سزاوار شده و واجب گشته * ( عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ ) * بر ايشان كلمهء عذاب * ( فِي أُمَمٍ ) * در حالتى كه معد و داند در سلك گروهى چند از كفار * ( قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ ) * كه گذشتهاند پيش از ايشان * ( مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ ) * از ديوان و آدميان ، اينكلام رد است بر قول كسانى كه تجويز موت بر جنيان نميكنند ، و بعد از حكم بوجوب عقوبت بر منكران قيامت بر سبيل استيناف تعليل حكم مذكور مىكند كه * ( إِنَّهُمْ ) * بدرستى كه امم سالفه و اتباع ايشان كه كفار قريشاند * ( كانُوا خاسِرِينَ ) * هستند زيانكاران در آن جهان ، از ابن عباس نقل كردهاند كه آيه در حق عبد الرحمن بن ابى بكر نازل شده كه پدر و مادر او را باسلام دعوت كردند و بگرويدن به بعث و نشر خواندند او گفت عبد اللَّه جذعان و عامر كعب و مشايخ قريش را زنده كنيد تا من از ايشان از اين معنى استفسار نمايم و از ايشان سؤال كنم كه اين معنى اصلى دارد يا نه و آنچه اولى و اصح است آنست كه آيه بر عموم خود است چنان كه آوردهاند كه معاويه نامه بمروان نوشت تا از براى يزيد از مردمان اخذ بيعت كند و چون مروان بر منبر رفت و اينسخن را اداء كرد عبد الرحمن ابى بكر گفت معاويه در اين باب سنت و طريقه ملوك روم را تبعيت نموده چه ايشان ملك را بطريق ميراث بفرزندان ميگذارند و فضل و كمال و استعداد را منظور نميدارند مروان گفت خاموش باش كه تو آنى كه در حق تو اين آيه آمده كه وَالَّذِي قالَ لِوالِدَيْه عايشه چون اينكلام بشنيد بمروان گفت دروغ مىگويى زيرا كه آيه در حق عبد الرحمن است و ليكن تو آنى كه خداى تعالى پدرت را لعنت كرده در وقتى كه تو در صلب او بودى پس تو لعنت كردهء خداى تعالىاى و از رحمت الهى دورى و نيز اكثر مفسران قايلند بعموم آيه نسبت بهر كافرى كه عاق والدين باشد و منكر بعث و نشور و ( اولئك الذى ) كه خبر ( الذى ) است مقوى اينست چنانچه دانسته شد و نيز مؤيد جنسست انسان و اسم موصول است اينكه ميفرمايد كه :
هامش
( 1 ) اگر چه بقول ابن عباس و ابو العاليه و سدى و مجاهد اين آيه درباره عبد الرحمن ابن ابو بكر نازل شده ولى مفاد آيه عام است و شامل مىشود هر كسى را كه كافر و منكر بعث در روز قيامت باشد و يكى از افراد و مصاديق اين عام در زمان نزول آيه عبد الرحمن بوده و در عصر ما نيز براى مفهوم * ( وَالَّذِي قالَ لِوالِدَيْه ) * الايه مصاديق فراوانى ديده مىشود خصوصا در ميان محصلين امروزى چه بسا دانشجويانى كه پدران و مادرانشان داراى ايمان و عقايد دينى و مذهبى هستند ولى آنان دم از بىدينى و ما ديگرى ميزنند و پدران و مادران را ارتجاعى و خرافاتى ناميده و سخنان مذهبى ايشان را از اوهام و افسانه هاى پيشينيان ميشمارند .