تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
بقيهء از اثر علم يعنى خطى كه بر شما باقيمانده باشد از علوم پشينيان يا روايتى از انبياى سابقه كه دلالت كند بر استحقاق عبادت ايشان * ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * اگر هستيد راستگويان در دعوى خود ، اين الزام است بعدم آنچه دلالت كند بر استحقاق الوهيت ايشان از ادله نقليه بعد از الزام ايشان بعدم آنچه مقتضى آن باشد از حجج عقليه ، يعنى چون جميع كتب متقدمه و دلايل عقليه موافق قرآنند در توحيد و ترك شرك پس بطلان دعوى شما واضح شد و حينئذ بر شما لازم است كه بتوحيد او اعتراف كنيد و از شرك تبرى نمائيد و چون مشركان با وجود ملزم شدن ايشان به اين حجت بر كفر خود اصرار نمودند حق سبحانه دربارهء ضلالت و غوايت ايشان فرمود كه : 5 - * ( وَمَنْ أَضَلُّ ) * و كيست گمراه تر از طريق صواب و رشد * ( مِمَّنْ يَدْعُوا ) * از كسى كه بخواند و بپرستد * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز خداى * ( مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَه ) * آن را كه اجابت نكند دعاى او را و بفرياد او نرسد و اگر چه آن كس هميشه به خواندن آن مشغول باشد * ( إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ) * تا روز رستخيز يعنى اگر مشرك معمّر شود در دنيا تا زمان قيام قيامت و در مدت عمر خود معبودان خود را خواند و پرستش نمايد و از ايشان طلب حوائج خود كند هرگز اثر اجابت و اغاثت از آن بظهور نرسد * ( وَهُمْ ) * و معبودان باطل كه اوثانند * ( عَنْ دُعائِهِمْ ) * از خواندن پرستندگان خود * ( غافِلُونَ ) * بيخبرانند زيرا كه جماداند و از شعور هيچ بهره ندارند و چون نميشنوند دعاى ايشان را پس چگونه اجابت دعاى ايشان كنند و ايراد ضمير جمع در صورت ذوى - العقول به جهت اسناد استجابت است بايشان كه از شأن ذوى العقول است و به جهت توصيف ايشان بجهل و غباوتى كه آن نيز مخصوص است بذوى العقول و ميتواند بود كه مراد از معبودان ما سواى او سبحانه باشند از جن و انس و اوثان و كواكب و غير آن و حينئذ ذكر موصول و ضمير جمع ذوى العقول از روى تغليب خواهد بود و حينئذ عدم استجابت ذوى العقول به جهت مشغول شدن آنها است باحوال خود و نكارت ايشان از كيش مشركان ، ذكر اين آيه به جهت بيان انكار است از آنكه احدى گمراه تر از مشركان باشد چه ايشان ترك عبادت خداى نموده‌اند كه سميع و مجيب است و قادر و خبير و مشغول شده‌اند بعبادت آنان كه استجابت ايشان نميكنند و علم بسراير ايشان ندارند و قادر نيستند بر انجاح مصالح و تدابير ايشان : 6 - * ( وَإِذا حُشِرَ النَّاسُ ) * و چون محشور شوند آدميان * ( كانُوا ) * باشند آن معبودان باطل * ( لَهُمْ ) * مر پرستندگان خود را * ( أَعْداءً ) * دشمنان * ( وَكانُوا بِعِبادَتِهِمْ ) * و باشند بپرستش پرستندگان * ( كافِرِينَ ) * ناگرويدگان يعنى حق سبحانه در روز قيامت اوثان را بنطق درآورد تا با عابدان خود آغاز عداوت كرده منكر شرك ايشان شوند در دعوى حقيت شرك و تكذيب ايشان نمايند و بر همين
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 308 | الملا فتح الله الكاشاني