اعتراف و اذعان * ( خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ ) * آفريده است آنها را خدايى كه غالبست بر همه چيزها بر وجهى كه هيچ چيز او را مغلوب نتواند ساخت نه در ايجاد مكونات و نه غير آن * ( الْعَلِيمُ ) * دانا بمصالح خلق اشياء بر وجه اتساق و اتفاق ، اين آيه مخبر است بر غايت جهالت و ضلالت ايشان چه با وجود آنكه مقرند به آنكه خالق جميع اشياء او سبحانه است ترك عبادت او نموده بعبادت اصنام و اوثان كه عاجز مطلقند ارتكاب مينمايند
آن گه به جهت زيادتى اثبات حجت بر ايشان در صفت خود ميفرمايد كه خدايى كه خالق جميع مبدعات و مكونات است :
10 - * ( الَّذِي جَعَلَ ) * آن خداييست كه گردانيد * ( لَكُمُ الأَرْضَ ) * براى شما زمين را * ( مَهْداً ) * بساطى گسترده تا مستقر شما باشد * ( وَجَعَلَ لَكُمْ ) * و بيافريد و پيدا كرد براى شما * ( فِيها سُبُلًا ) * در زمين راهها را كه سلوك مىنمائيد در آن * ( لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ) * تا شايد كه شما راه يابيد بطريق بلادى كه مقصد شما است تا مهتدى شويد بحكمت صانع بواسطه نظر كردن در آن .
11 - * ( وَالَّذِي نَزَّلَ ) * و او آن خداييست كه فرو فرستاد * ( مِنَ السَّماءِ ) * از آسمان يا از ابر * ( ماءً بِقَدَرٍ ) * آبى باندازهء حاجت بر وفق مصلحت بلاد و عباد نه بر وجه افراط كه سبب غرق باشد چون طوفان نوح عليه السّلام و نه بر طريق تفريط كه مزارع را كافى نباشد ، اين كلام دالست بر آنكه اين فعل قادر مختار است نه فاعل موجب ، پس به جهت تصريح بر اختصاص ايجاد به خود از غيبت بتكلم التفات نموده مىفرمايد كه ما بعد از انزال باران * ( فَأَنْشَرْنا بِه ) * پس زنده گردانيديم به آن * ( بَلْدَةً مَيْتاً ) * جايگاهى كه مرده است يعنى زمين خشك شده را باخراج گياه ، تذكير صفت به جهت آنست كه بلده بمعنى بلد و مكانست * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه ما زمين مرده را زنده ساختيم با نبات نباتات همچنين * ( تُخْرَجُونَ ) * بيرون آورده خواهيد شد از قبور در وقت نشور پس از زنده شدن .
12 - * ( وَالَّذِي خَلَقَ الأَزْواجَ ) * و ديگر خداى به حق آن كسيست كه بيافريد اصناف مخلوقات را * ( كُلَّها ) * همه آن از حيوانات و نباتات و جمادات ازواج در حيوانات عبارت از ذكور و اناث است و در نباتات و جمادات انواع متقابله چون ترش و شيرين و تلخ و شور و تر و خشك و غير آن و مثل آسمان و زمين و بهشت و دوزخ و شمس و قمر و جز آن * ( وَجَعَلَ لَكُمْ ) * و پيدا كرد براى شما * ( مِنَ الْفُلْكِ ) * از كشتيها * ( وَالأَنْعامِ ) * و از چهارپايان * ( ما تَرْكَبُونَ ) * آنچه سوار شويد بدان در بحر و بر :
13 - * ( لِتَسْتَوُوا ) * تا راست شويد * ( عَلى ظُهُورِه ) * بر پشتهاى آن مركوب * ( ثُمَّ تَذْكُرُوا ) * پس ياد كنيد * ( نِعْمَةَ رَبِّكُمْ ) * نعمت پروردگار خود را * ( إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْه ) * چون راست شويد بر آن ، يعنى اعتراف كنيد به آن نعمت و استعظام آن نموده به حمد آن مشغول شويد * ( وَتَقُولُوا ) * و بگوئيد * ( سُبْحانَ ) * پاك است از مشابهت و مماثلت مخلوقات * ( الَّذِي سَخَّرَ لَنا ) * آن خدايى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 238
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٣٨