بودى ( 1 ) يا نميشناختى اهل ايمان را يعنى معلوم نداشتى كه چه كس به تو ايمان آورد و چه كس به تو نگرود * ( وَلكِنْ جَعَلْناه ) * و ليكن گردانيديم كتاب را * ( نُوراً ) * روشنايى ، از ابن عباس منقولست كه ضمير راجع بايمان است يعنى گردانيديم ايمان را نورى * ( نَهْدِي بِه ) * كه راه نمائيم به آن * ( مَنْ نَشاءُ ) * هر كرا خواهيم * ( مِنْ عِبادِنا ) * از بندگان خود گاهى كه ايشان بادلهء واضحهء آن تأمل كنند و در حجج ساطعهء آن انديشه نمايند * ( وَإِنَّكَ لَتَهْدِي ) * و بدرستى كه تو بوسيلهء وحى ما ميخواهى مردمان را * ( إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * به راه راست كه مقتضى به حق باشد ، پس بر سبيل بدليت تفسير صراط مىكند به اينكه :
53 - * ( صِراطِ اللَّه الَّذِي لَه ) * راه راست راه خدائيست كه مر او راست * ( ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ) * آنچه در آسمانها است و زمينها از روى خلقيت و ملكيت بعد از آن وعد و وعيد مطيعان و مجرمان مىفرمايد و مىگويد * ( أَلا إِلَى اللَّه ) * بدانيد كه بسوى خداى * ( تَصِيرُ الأُمُورُ ) * باز مىگردد كارهاى خلايق در آخرت و همه كس را فراخور اعمال جزاء مىدهد يا آنكه جميع امور در همه اوقات راجع به حضرت ذو الجلال است ، و سهل بن جعد گويد كه وقتى آتشى در مصحفى افتاد و تمام بسوخت به غير از * ( أَلا إِلَى اللَّه تَصِيرُ الأُمُورُ ) * و مصحفى ديگر در آب افتاد همه آن محو شد مگر اين آيه .
سورة الزخرف
مكيست و از مقاتل مرويست كه الا آيهء وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا كه در بيت المقدس نزول يافته ، و عدد آيات آن هشتاد و نه است الا نزد اهل شام كه نزد ايشان هشتاد و هشت است ، و اختلاف در روايت است حم بمذهب كوفى و هُوَ مَهِينٌ بزعم حجازى .
ابى بن كعب از سرور عالم صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم نقلكرد كه جماعتى كه سورهء زخرف در دنيا تلاوت كرده باشند در روز قيامت بايشان ندا كنند كه
يا عباد لا خوف عليكم اليوم و لا انتم تحزنون ادخلوا
هامش
( 1 ) پوشيده نماند كه اين آيه شريفه دلالت ندارد بر عدم علم و درايت رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله بكتاب و ايمان از آغاز ولادت تا هنگام بعثت چه در نظر عقل سليم بسيار بعيد است كه خداوند حكيمى كه عيسى عليه السلام را هنگامى كه در گاهواره بود نبوت و كتاب عطا فرمايد و يحيى عليه السلام را در ايام صباوت ، مصداق * ( وَآتَيْناه الْحُكْمَ صَبِيًّا ) * قرار دهد و لكن اين پيغمبر گرامى را با آنكه افضل انبياء و مرسلين است تا چهل سال در ورطهء جهالت و نادانى بيفكند به حدى كه نداند اصلا كتاب ( قرآن ) چيست پس مراد آنست كه نحوهء وجود تو نوعيست كه از پيش خود علم بكتاب و ايمان نداشتى ( زيرا كه تو ممكن الوجودى ) بلكه آنچه ميدانى از ناحيهء خداوند است و خداى تعالى به تو تعليم فرموده و شاهد بر اين معنى آنست كه حقتعالى نفرموده ( و ما دريت ) و ميفرمايد * ( ما كُنْتَ تَدْرِي ) * الاية فتأمل جدا .