تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
* ( أَرْسَلْناكَ ) * پس نفرستاديم ترا * ( عَلَيْهِمْ ) * بر ايشان * ( حَفِيظاً ) * نگاهبانى كه باجبار و اكراه ايشان را از كفر بازدارى و بدايرهء ايمان درآرى پس از اعراض ايشان اندوهناك مباش * ( إِنْ عَلَيْكَ ) * نيست بر تو * ( إِلَّا الْبَلاغُ ) * مگر رسانيدن احكام و تو آنچه شرط بلاغ است ميرسانى * ( وَإِنَّا ) * و بدرستى كه ما * ( إِذا أَذَقْنَا الإِنْسانَ ) * چون بچشانيم آدمى را يعنى عطا فرمائيم به او * ( مِنَّا ) * از نزديك خود * ( رَحْمَةً ) * بخششى از صحت و ثروت * ( فَرِحَ بِها ) * خوش شود بدان و شادى كند ، مراد جنس مردمانست بدليل بخششى از صحت و ثروت * ( فَرِحَ بِها ) * خوش شود بدان و شادى كند ، مراد جنس مردمانست بدليل قوله * ( وَإِنْ تُصِبْهُمْ ) * و اگر برسد بايشان * ( سَيِّئَةٌ ) * بدى چون بيمارى و تنگدستى و پريشانى * ( فَإِنَّ الإِنْسانَ ) * پس بدرستى كه آدمى اين هنگام * ( كَفُورٌ ) * سخت ناسپاس است و اصلا تامل و تفكر در سبب نعمت و نقمت نميكند ، وضع ظاهر در موضع مضمر به جهت دلالت است بر آنكه جنس انسان موسومند بكفران چنان كه جاى ديگر ميفرمايد كه : إِنَّ الإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ إِنَّ الإِنْسانَ لِرَبِّه لَكَنُودٌ و اين حكم با آنكه مختص است بمجرمان جايز است اسناد آن بجنس انسان باعتبار آنكه اغلب ايشان آنانند كه نعمت را فراموش ميكنند و محنت را بزرگ ميشمرند ، و ذكر تصدير شرطيه اولى به ( إذا ) و ثانيه به ( إن ) به جهت آنست كه إذاقهء نعمت محقق و مستمر است و امريست عادى كه مقتضى بالذاتست بخلاف اصابت بليه ، و چون او سبحانه ذكر إذاقهء نعمت و اصابه بليت نمود بعد از آن به جهت بيان آنكه قسمت نعمت و بليت بمشيت و ارادهء او است ميفرمايد : 49 - * ( لِلَّه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * مر خدايراست پادشاهى آسمانها و زمينها * ( يَخْلُقُ ما يَشاءُ ) * مىآفريند آنچه را ميخواهد * ( يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً ) * اين بدل * ( يَخْلُقُ ) * است بدل بعض از كل ، يعنى ميبخشد هر كه را ميخواهد دختران نه پسران * ( وَيَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ ) * و مىبخشد هر كه را اراده مىكند پسران نه دختران . 50 - * ( أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ) * يا جفت ميگرداند ايشان را * ( ذُكْراناً وَإِناثاً ) * پسران و دختران يعنى هم پسران مىبخشد و هم دختران به اين طريق كه از هر بطنى پسرى و دخترى ميدهد ، يا از بطنى دو پسر و از بطن ديگر دو دختر ، يا از بطنى پسرى و از بطن ديگر دخترى * ( وَيَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ ) * و ميگرداند هر كه را كه ميخواهد * ( عَقِيماً ) * بىفرزند * ( إِنَّه عَلِيمٌ ) * بدرستى كه خداى تعالى دانا است بمصلحت دادن و ندادن * ( قَدِيرٌ ) * توانا به آنچه مىبخشد و منع مىنمايد پس همه كارها بحكمت و اختيار مىكند ، حاصل معنى آنست كه حق سبحانه احوال عباد را مختلف ساخته است در اولاد بحسب مقتضى مشيت پس بعضى را يك صنف كرامت فرموده كه آن ذكور است و يا اناث و برخى را هر دو صنف عطا نموده و جماعتى ديگر را هيچكدام نداده ، و تقديم اناث بر ذكور با وجود تقدم ذكور بر