و غافل باشد از دلايل توحيد به جهت عدم تفكر و تدبر در آن مساوى نيست بمؤمنى كه عاقل باشد و عالم بمعرفت او سبحانه * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا ) * و برابر نيستند آنان كه گرويدهاند * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و عملهاى شايسته كردهاند * ( وَلَا الْمُسِيءُ ) * و نه بدكار و تبه روزگار يعنى مؤمن صالح برابر كافر فاسق نيست چه اول ساكن درجات عاليه است بانواع كرامت و ثانى مقيم دركات باصناف اهانت * ( قَلِيلًا ما تَتَذَكَّرُونَ ) * اندكى پند ميپذيرند مردمان از آيات قرآن ، بدانكه فايدهء عطف موصول و مسيء بر اعمى و بصير بيان تغاير وصفين است كه منشأ عدم مساواتست ، و يا دلالت بر صراحت تمثيل و نصب * ( قَلِيلًا ) * بر ظرفيت است بتقدير مضاف يعنى حينا قليلا يا صفت مفعول مطلق محذوف يعنى تذكرا قليلا ما يتذكرون و ذكر ماء زايده به جهت تاكيد قلتست ، و چون دنيا دار تكليف است نه دار جزاء پس ناچار است از سراى ديگر كه محسن به ثواب و مسيء بعقاب خود رسد چنان كه ميفرمايد كه :
59 - * ( إِنَّ السَّاعَةَ ) * بدرستى قيامت * ( لآتِيَةٌ ) * هر آينه آينده است * ( لا رَيْبَ فِيها ) * شك و شبهه نيست در آن به جهت وضوح دلالت عقليه و نقليه بر وقوع آن و اجماع جميع رسل بر وعد آن و لكنّ اكثر النّاس و لكن بيشتر مردمان * ( لا يُؤْمِنُونَ ) * نميگروند بنشأت قيامت و تصديق به آن نمينمايند به جهت عدم شغل نظر در ادله آن ،
پس به جهت ترغيب بندگان در قبول ايمان ميگويد كه :
60 - * ( وَقالَ رَبُّكُمُ ) * و گفت پروردگار شما * ( ادْعُونِي ) * بخوانيد مرا نزد جميع مقاصد و مدعيات و وقوع بليات * ( أَسْتَجِبْ لَكُمْ ) * تا اجابت كنم آن را اگر مقتضى مصلحت باشد ، محققان گفتهاند كه داعى را لازم است كه لفظا يا قصدا دعا را معلق به شرط مصلحت سازد و اگر نه در مظان قبح خواهد بود چه در اين صورت ممكن است كه داعى چيزى بود كه مستلزم مفسده باشد ، و بعضى مفسران دعا را در اين آيه بر عبادت و توحيد تنزيل نمودهاند ، پس معنى آنست كه بپرستيد و يكتا دانيد مرا تا ثواب دهم شما را و مؤيد اينست ظاهر قوله * ( إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ ) * بدرستى كه آنان كه سركشى نمايند * ( عَنْ عِبادَتِي ) * از پرستيدن من * ( سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ ) * زود باشد كه در آورده شوند ، و حفض بصيغهء معلوم خوانده يعنى درآيند بدوزخ * ( داخِرِينَ ) * در حالتى كه ذليلان و خوار شدگان باشد و بنا بر اينقول ايثار استجابت بر اجابت به جهت تجانس لفظ است و بعضى ديگر گويند كه دعا بمعنى استغاثه است يعنى بوقت درماندگى استغاثه نمائيد تا بفرياد شما رسم ، و نزد جماعتى ديگر بمعنى ثنا است و استجابت بمعنى قبول يعنى مرا ستايش كنيد تا بفضل كامل خود ثناى ناقص شما را قبول كنم و برخى بر آنند كه دعا بمعنى توبه است و اجابت بمعنى پذيرفتن آن يعنى توبه كنيد و رجوع نمائيد به من
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٥٨