تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
هرگز به آن نرسند و خداى تعالى ايشان را ذليل و خوار گرداند * ( فَاسْتَعِذْ بِاللَّه ) * پس پناه گير بخداى از حسد ايشان و از شر فتنهء دجال كه يكى است از مخلوقات من * ( إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ ) * بدرستى كه او شنواست باقوال ايشان و گفتار تو * ( الْبَصِيرُ ) * بينا بافعال ايشان و كردار تو پس او ناصر تو است بر ايشان و عاصم تو از شر ايشان ، و چون مجادله ايشان در آيات خدا مشتمل بر انكار بعث بود كه آن اصل مجادله و مدار مخاصمه است با آنكه مقر بودند به آنكه حق سبحانه خالق آسمان و زمين است از اينجهت بعد از اين ميفرمايد كه : 57 - * ( لَخَلْقُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * هر آينه آفريدن آسمان و زمين * ( أَكْبَرُ ) * بزرگتر است نزد شما * ( مِنْ خَلْقِ النَّاسِ ) * از آفريدن آدميان پس آنكه قادر باشد او بر خلق آسمان و زمين بىاصل و ماده با وجود عظمت و بسطت آن هر آينه قادر خواهد بود بر آفريدن ايشان ثانيا از اصلى و ماده اى * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ ) * و لكن بيشترين مردمان * ( لا يَعْلَمُونَ ) * نميدانند كه اين آفريدن آسانتر است چه به جهت فرط غفلت و اتباع اهواء تأمل در آن نميكنند ، و بدانكه در حكايت دجال اسماء بنت يزيد روايت كرده كه جمعى احوال آن را از رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم پرسيدند فرمود كه او آدميست از آدميان ديگر بقد بلندتر است بجثه قويتر و يك چشم دارد و آيات ظهور او آنست كه مردم بسه سال پيش از خروج وى بقحط و غلا مبتلا شوند سال اول آسمان از آنچه بارد ثلثى بازگيرد و زمين از آنچه رويد ثلثى نگاه دارد ، و در سال دوم دو ثلث باز گيرد ، و در سال سيم نه از آسمان باران بارد و نه از زمين گياه رويد تا اكثر جانوران از گرسنگى بميرند ، ابو امامه گفت كه روزى رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم خطبه خواند و بيشتر خطبه او در آن روز در حكايت دجال بود از آن جمله فرمود كه اى مردمان هيچ فتنه اى از فتنه دجال زياده نيست و خداى هر پيغمبرى كه فرستاده امت او را از فتنهء دجال تخويف فرموده من پيغمبر آخر الزمانم و شما امت آخريد يمكن در روزگار شما بيرون آيد اگر من باشم او را بحجت الزام نمايم و اگر شما باشيد جهد نمائيد تا او را بحجت ملزم سازيد . و چون وقت خروج او رسد از ميان دو كوه شام و عراق بيرون آيد و لشكر خود را از چپ و راست بفرستد و دعوى نبوت كند و بعد از دعوى نبوت دعوى خدايى كند و در ميان دو چشمهاى او نوشته باشد كه هو مأيوس من رحمة اللَّه ، و هر مؤمن كه او را ببيند آب دهن در روى وى اندازد و با وى سحر و تمويه بسيار باشد خلق متابعت وى كنند إلَّا من عصمه اللَّه و با وى بهشتى و دوزخى باشد هر مؤمن كه بدوزخ وى گرفتار شود بايد كه فواتح بخواند تا آتش در او اثر نكند و مدت ملك او چهل روز باشد بعضى از آن روزها مقابل چند سال باشد و بعضى ديگر كمتر از سال و برخى مقدار چند ماه و برخى ديگر برابر هفته و بعضى به قدر روزى و بعضى ديگر مقابل ساعتى و روز آخرش به مقدار