تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
نيست يا آنكه استجابت دعوت معبود باطل نفع نميدهد * ( فِي الدُّنْيا وَلا فِي الآخِرَةِ ) * در اين سراى و نه در سراى ديگر به جهت بطلان دعوت آن كقوله تعالى لَه دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِه لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ و گويند كه جرم بمعنى كسب است و فاعل آن ضمير مستكن راجع بدعاى ايشان و بنا بر اين * ( أَنَّما تَدْعُونَنِي ) * الى آخره مفعول به باشد يعنى كسب كرد خواندن شما مرا بعبادت معبود خودتان بطلان دعوت او را چه از دعوت شما حاصل نشد مگر ظهور بطلان دعوت او و بعضى گفته‌اند كه لا جرم نظير لا بد است پس جرم بمعنى جزع و قطع است هم چنان كه ( بد ) بمعنى تبديد و تفريق است و حينئذ معنى آنست كه هيچ قطعى نيست در بطلان دعوت الوهيت آن چيز يعنى بطلان آن در هيچ زمانى منقطع نميشود تا به حق منقلب گردد * ( وَأَنَّ مَرَدَّنا ) * و ديگر حق آنست كه بازگشت همه ما * ( إِلَى اللَّه ) * بسوى خدا باشد يعنى هر كدام از ما بعد از موت بجزاء و سزاى اعتقاد و اعمال حسنه و سيئه خواهد رسيد * ( وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ ) * و آنكه اسراف كنندگان و از حد بيرون رفتگان بسبب شرك و ريختن خون ناحق و غير آن * ( هُمْ أَصْحابُ النَّارِ ) * ايشانند ياران دوزخ و ملازمان نيران ، آن گه تهديد ايشان مينمايد كه : 44 - * ( فَسَتَذْكُرُونَ ) * پس زود باشد كه ياد كنيد يعنى در وقت مشاهده عذاب و معاينه عقاب شما را ياد آيد * ( ما أَقُولُ لَكُمْ ) * راستى آنچه ميگويم شما را از نصيحت و موعظه * ( وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّه ) * و باز ميگذارم كار خود را به خدا و بر او توكل ميكنم و بلطف او اعتماد مىنمايم تا مرا از شما نگاه دارد * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خداى تعالى * ( بَصِيرٌ بِالْعِبادِ ) * بينا است ببندگان خود يعنى دانا بافعال ايشان از طاعت و معصيت اين جواب توعد ايشانست مر او را كه مفهوم مىشود از قوله : 45 - * ( فَوَقاه اللَّه ) * پس نگاه داشت او را خداى تعالى * ( سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا ) * از بديهاى آنچه مكر كردند و انديشيدند درباره قتل وى ، و در روايت آمده كه حزبيل اظهار ايمان كرد فرعون امر بقتل او نمود وى فرار كرده بكوهى كه در آن نواحى بود متحصن گشت و بعبادت و طاعت مشغول شد حق سبحانه سباع را بحراست اوامر نمود ايشان بحوالى آن كوه درآمده پاسبانى او مى - كردند و اين از ميامن تفويض وى بود ، و در بعضى تفاسير مذكور است كه فرعون بعضى از خواص خود را فرستاد تا او را بياورند و بسياست رسانند ايشان چون آنجا رسيدند و نماز وى و محافظت سباع را مشاهده كردند هراسان گشته نزد فرعون آمدند و حال را معروض داشتند فرعون از ترس آنكه مبادا كه اين سخن باسماع مردمان رسد بقتل ايشان امر نمود * ( وَحاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ ) * و فرو گرفت بگرد كسان فرعون كه به قصد گرفتن حزبيل رفته بودند * ( سُوءُ الْعَذابِ ) * بدى عذاب كه