تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
به اينجا رسانيد فرعون ترسيد كه اين نصايح در اهل مجلس اثر كند پس مردمان را بامرى ديگر مشغول گردانيد . 36 - * ( وَقالَ فِرْعَوْنُ ) * و گفت فرعون بوزير خود كه * ( يا هامانُ ابْنِ لِي ) * اى هامان بنا كن يعنى امر نماى بعمله تا بنا كنند از براى من * ( صَرْحاً ) * بناى بلندى برافراشتهء به گچ و آجر * ( لَعَلِّي ) * شايد كه من * ( أَبْلُغُ الأَسْبابَ ) * برسم براهها ( 1 ) يا بطريق موصوله . 37 - * ( أَسْبابَ السَّماواتِ ) * اين بيان اسباب اولست و در ابهام آن قبل از ايضاح بدون اكتفاء بذكر ثانى تفخيم است بشأن آن و تشويق سامع بمعرفت يعنى برسم براههاى آسمانها يا بدرهاى آن يا بمنازل آن تا به جهت آن از آسمانى بآسمانى ديگر روم * ( فَأَطَّلِعَ ) * پس مطلع شوم و بنگرم * ( إِلى إِله مُوسى ) * بسوى خداى موسى يا مشرف گردم بر احوال و اوضاع او و معلوم كنم صحت دعوى موسى را در خبر دادن از خداى آسمان * ( وَإِنِّي لأَظُنُّه ) * و بدرستى كه من گمان ميبرم بموسى * ( كاذِباً ) * دروغگوى در دعوى رسالت ، يا در آنكه او را خدايى هست كه آفريدگار آسمانها است ، مراد او از اين گفتار تلبيس او بود بر جهلهء قوم خود چه او عالم بود باستحاله ارتقاء بسماء پس آغاز ساختن بنا كردند ، و موسى از اين حال مناجات كرد به حضرت ذو الجلال خطاب آمد كه غمگين مشو و ببين كه با او چه خواهم كرد ، پس حق سبحانه آن را بعد از ساختن خراب كرد چنانچه تفصيل آن در سورة القصص مذكور شد . * ( وَكَذلِكَ ) * و هم چنان كه شيطان آراسته ميگرداند اعمال قبيحه را در نظر ساير كفار همچنين * ( زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ ) * آراسته شد يعنى شيطان بياراست براى فرعون * ( سُوءُ عَمَلِه ) * بدى كردار او را كما قال وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ * ( وَصُدَّ ) * و باز داشته شد يعنى ابليس او را بازداشت * ( عَنِ السَّبِيلِ ) * از راه راست و طريق ثواب * ( وَما كَيْدُ فِرْعَوْنَ ) * و نبود مگر فرعون در ساختن بنا و تلبيس آن بر قوم يا كيد او بر ابطال آيات موسى * ( إِلَّا فِي تَبابٍ ) * مگر در زيانكارى و تباهى . 38 - * ( وَقالَ الَّذِي آمَنَ ) * و گفت آن كسى كه گرويده بود يعنى حزبيل بعد از اين
هامش
( 1 ) از مسلميات تاريخيست كه لفظ فرعون از اسماء نوعيه است نه از اسماء شخصيه و ملوك و پادشاهان مصر را فراعنه ميگفتند چنان كه پادشاهان روم را قياصره و ملوك ساسانى ايران را اكاسره ميخواندند و اما هامان پس نام شخصى است كه نخست وزير فرعون بوده و از بعض آيات قرآن نيز اين معنى استشعار مىشود چه در اين آيات كيفيت مخاطبه و مكالمهء فرعون را بدينگونه ذكر فرموده كه * ( يا هامانُ ابْنِ لِي ) * الآية و اگر هامان اسم نوعى و بمعنى نخستوزير يا صدر اعظم باشد هم چنان كه بعض معاصرين گمان كرده است بعيد است كه پادشاهان بزرگ وزير خود را بدين لقب ندا كنند بلكه آنان را بنام شخصى ميخوانند و علاوه بحث در اين گونه امور براى ما به هيچ وجه نفعى و سودى ندارد و عدم تعرض اوليست .