تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
معجزات بايشان نمود ايشان به دو نگرويدند پس حزبيل از آن خبر داده كه يوسف بشما مبعوث گشت * ( فَما زِلْتُمْ فِي شَكٍّ ) * پس هميشه بوديد در گمان * ( مِمَّا جاءَكُمْ بِه ) * از آنچه آورده بود بشما از توحيد و احكام دينيه و امور شرعيه * ( حَتَّى إِذا هَلَكَ ) * تا آنكه چون فوت شد * ( قُلْتُمْ ) * گفتيد با يكديگر بدون حجتى و برهانى بلكه بمحض تقليد و تصميم عزم بر تكذيب رسل كه * ( لَنْ يَبْعَثَ اللَّه ) * هرگز برنخواهد انگيخت خداى * ( مِنْ بَعْدِه ) * از پس او * ( رَسُولًا ) * فرستاده اى يعنى چون انكار يوسف نموديم و قول او را بسمع قبول اصغاء نكرديم ديگرى نخواهد آمد كه دعوى رسالت كند به جهت خوف آنكه قول آن را نيز نشنويم و منكر او شويم پس بر كفر خود ثابتقدم شديد و در غوايت و ضلالت مانديد * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه شما به جهت اسراف و ارتياب گمراه گشتيد همچنين * ( يُضِلُّ اللَّه ) * گمراه ميگرداند خداى يعنى در بوادى ضلالت فرو مىگذارد * ( مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ ) * هر كه را كه از حد درگذرنده است در عناد و انكار * ( مُرْتابٌ ) * شك دارنده در آنچه معجزات بينه شاهد آن است از توحيد و نبوت به جهت توغل در وهم و انهماك تقليد و عدم تامل و تفكر در معجزات باهره . 35 - * ( الَّذِينَ يُجادِلُونَ ) * و اين بدل « من » موصولست كه در معنى جمع است يعنى فرو مىگذارد در گمراهى آنانى را كه جدال ميكنند با پيغمبران * ( فِي آياتِ اللَّه ) * در دفع آيتهاى خدا و پوشيدن آن * ( بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ ) * بىحجتى و برهانى كه آمده باشد بايشان بلكه بتقليد يا شبهه داحضه * ( كَبُرَ ) * بزرگست جدال ايشان * ( مَقْتاً ) * از روى بغض و عداوت * ( عِنْدَ اللَّه ) * نزد خداى تعالى * ( وَعِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * و نزد آنان كه گرويده‌اند به خدا و رسول ، يعنى خداى بسيار دشمن ميدارد جدال ايشان را و بر ايشان لعنت مىكند و مؤمنان نيز دشمن آنانند و از ايشان تبرّى مىنمايند * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه مهر نهاد خدا بر قلوب اين جماعت تا علامت كفر ايشان باشد همچنين * ( يَطْبَعُ اللَّه ) * مهر مىنهد خداى به جهت نشانهء كفر * ( عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ ) * بر هر دل شخصى كه از فرمانبردارى سركشنده باشند * ( جَبَّارٍ ) * گردنكش كه خود را از غير برتر داند تا بدان مهر و علامت فرشتگان امتياز نمايند ايشان را از مؤمنان ، و معنى طبع در اول سورة البقرة بر وجهى لايق رقم ذكر يافت ، و بدانكه جائز است كه * ( الَّذِينَ ) * مرفوع المحل باشد بر ابتدائيت و خبر او * ( كَبُرَ ) * بر تقدير حذف مضافى كه مرجع ضمير * ( كَبُرَ ) * باشد يعنى جدال الذين يجادلون كبر و احتمال دارد كه خبر او * ( بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ ) * باشد بتقدير ضمير مرفوع و فاعل كبر لفظ كذلك و تقدير كلام اينكه الذين يجادلون فى آيات اللَّه به غير سلطان أتاهم كبر مثل ذلك الجدال و بنا بر اين * ( يَطْبَعُ اللَّه ) * كلام مستأنف باشد ، القصه چون حزبيل موعظه و نصيحت را