* ( هؤُلاءِ الَّذِينَ ) * اينگروه يعنى ضعفا و اتباع ما آنانند كه * ( أَغْوَيْنا ) * گمراه كرديم ايشان را حذف ضمير راجع بموصول جهة ظهور آنست و قوله * ( أَغْوَيْناهُمْ كَما غَوَيْنا ) * استينافست از براى دلالت بر آنكه غوايت ايشان به اختيار ايشان بوده و از رؤسا يا شياطين همين وسوسه و تسويل واقع شده و در كلام چيزى مقدر است و تقدير اينكه ( فاغويناهم بما غوينا فغوا باختيارهم غيا مثل ما غوينا ) يعنى رؤسا و شياطين گويند كه گمراه ساختيم ايشان را پس گمراه شدند به اختيار خود گمراه شدنى هم چنان كه گمراه بوديم ما و ادلهء عقليه و نصايح رسل و كتب منزله را كه مشحون بود بوعد و وعيد و مواعظ و زواجر و
صارف ايشان از كفر و داعى ايشان بايمان قطع نظر كردند و به مجرد وسوسه و خواندن ما ايشان را بضلالت و غوايت تابع ما شدند به اختيار خود و نضيره ما حكاء اللَّه عن الشيطان ان اللَّه وعدكم وعد الحق و وعدتكم فاخلفتم و ما كان لى عليكم من سلطان الا ان دعوتكم فاستجبتم لى فلا تلومونى و لوموا انفسكم و بدانكه ميتواند بود كه الذين صفة هؤلاء باشد و اغويناهم خبر هؤلاء و اين موجب حمل شيئى بر نفس شيئى نمىشود زيرا كه بنا بر اين خبر آن مفيد امريست كه زايد بر صفة است و اگر چه آن امر فضله است كه آن كما غوينا است لكن از لوازم آنست يعنى آنان گروهىاند كه گمراه گردانيديم و اغواى ايشان نموديم پس غاوى شدند به اختيار خود مانند ما كه متصفيم بغوايت و ضلالت * ( تَبَرَّأْنا إِلَيْكَ ) * اكنون بيزارى كرديم بسوى تو از ايشان و از آنچه ايشان اختيار آن كردند بر وفق هواى خود از كفر و طغيان اينكلام براى تقدير جملهء متقدمه است و لهذا از حرف عطف خاليست و مثل اينست قوله * ( ما كانُوا ) * نبودند ايشان بحسب واقع * ( إِيَّانا يَعْبُدُونَ ) * ما را پرستنده باشند بلكه پرستش اهواء فاسده و آراء باطله خود ميكردند چه بر حسب شهوات و متمنيات نفسانى خود تبعيت ما اختيار كرده بودند باكراه و اجبار ما ايشان را و ما را بر طريق محبت و استحقاق پرستش نمى كردند و نزد بعضى اين سخن رؤساى كفره است كه گفتند اتباع ما بحسب حقيقة پرستش ما نميكردند بلكه شياطين عبادت ما را در نظر ايشان مزين و آراسته گردانيدند و بجهة اين ما را پرستش كردند و گفتهاند كه ما مصدريه است متصل به تبرأنا يعنى بيزار شديم از پرستش ايشان ما را * ( وَقِيلَ ادْعُوا ) * و گويند كافران را كه بخوانيد * ( شُرَكاءَكُمْ ) * انبازان خود را اضافهء شركا بايشان نه به خدا به جهت امتناع شريكست مر خداى را در نفس الامر و دعوى شركت ايشان مر خداى را يعنى بخوانيد آنان را كه شريك ما ميساختند از بتان و غير آن تا عذاب از شما دفع كنند * ( فَدَعَوْهُمْ ) * پس بخوانيد ايشان را از
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٩٦