تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
بگذرند و يا باقى نماند آن كسى كه ساكن آن شود مگر زمان اندك به جهت شامت معاصى ايشان * ( وَكُنَّا نَحْنُ ) * و هستيم ما * ( الْوارِثِينَ ) * ميراث گيرندگان آن مساكن بعد از اهالى آن يعنى هيچكس نماند از ايشان كه متصرف شود در ديار ايشان و ساير متصرفات ايشان غير از ما چه مائيم كه متصف بصفت بقائيم بعد از فناى همه نصب معيشتها بنزع خافض است اى فى معيشتها و يا بر ظرفيت است بنفسها كقولك زيد ظنى مقيم و يا بتقدير حذف زمان كه مضاف باشد به آن اى ( بطرت ايام معيشتها ) و يا مفعول است بتضمين بطرت بمعنى كفرت * ( وَما كانَ رَبُّكَ ) * و نيست پروردگار تو * ( مُهْلِكَ الْقُرى ) * هلاك كنندهء اهالى ديهها يعنى عادت اللَّه جاريست بر آنكه در هيچوقت هلاك نكند اهل قرى را * ( حَتَّى يَبْعَثَ ) * تا آنكه بر انگيزد * ( فِي أُمِّها ) * در معظم آن ديار و اصل آن بلاد يعنى در ميان اهل سواد اعظم كه مردمان آن زيركتر و با فهمترند * ( رَسُولًا ) * فرستاده را كه به حكم او سبحانه * ( يَتْلُوا عَلَيْهِمْ ) * خواند بر ايشان * ( آياتِنا ) * آيتهاى ما را براى الزام حجت و قطع معذرت و يا نيست در حكم خدا و سابق قضاى او آنكه هلاك كند مردمان را در زمين تا آنكه برانگيزد در ام القرى كه مكه معظمه است رسولى را كه محمد ( ص ) خاتم الانبيا است * ( وَما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى ) * و نيستيم ما هلاك كننده يعنى خراب سازندهء ديهها بعقوبت * ( إِلَّا وَأَهْلُها ) * مگر در حالتى كه اهالى آن * ( ظالِمُونَ ) * ستمكاران باشند بر نفس خود به تكذيب رسل و انكار حق و فرط عتو و طغيان و عصيان آيه دليلست بر تنزيه حقتعالى از ظلم چه مضمون آيه آنست كه او سبحانه ظلمه را هلاك نكند مگر كه حجت بر ايشان لازم گرداند بفرستادن رسولان و چون منشا استكبار و عناد عباد اغترار است بنعم فانيه و قصر نظر بر آن از اينجهة ذم آن مىكند بقوله * ( وَما أُوتِيتُمْ ) * و آنچه داده شده‌ايد شما * ( مِنْ شَيْءٍ ) * از چيزى يعنى از اسباب دنيوى * ( فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا ) * پس آن متاع بر خورداريست از زندگانى اين جهان * ( وَزِينَتُها ) * و آرايش اين سرا كه در مدت حيات بىاعتبار بدان مباهات و افتخار ميكنيد و متمتع و متزين ميشويد * ( وَما عِنْدَ اللَّه ) * و آنچه نزديك خداى است از ثواب آن جهانى و نعمتهاى جاودانى * ( خَيْرٌ ) * بهتر است فى نفس الامر از اين چه لذت آن بجهة كامله است و خالص از كدورت محنت و مشقت * ( وَأَبْقى ) * و پاينده تر به جهت آنكه ابديست * ( أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) * آيا در نمييابيد و فهم نميكنيد كه بدل ميكنيد باقى را بفانى و مرغوب را بمعيوب از مجاهد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 94 | الملا فتح الله الكاشاني