تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
عرب در حوالى آن يكديگر را ميكشتند و غارت ميكردند و ايشان بامنيت و عافيت در آن نشسته‌اند و هيچكس نميتواند كه ضرر بايشان رساند و متعرض ايشان شود * ( يُجْبى إِلَيْه ) * كشيده مىشود بسوى اين حرم اسناد آمن باهل حرم حقيقت است و بحرم مجاز يعنى جمع كرده مىشود در آن * ( ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ ) * ميوه هاى هر چيزى يعنى منافع از هر بلدى و اطعمه و البسه از هر ناحيتى بدانجا آورده‌اند مراد بكليه كثرتست كقوله و اوتيت من كل شيئى حاصل كه ميفرمايد روزى داده‌ايم ايشان را در اين وادى غير ذى ذرع * ( رِزْقاً ) * روزى دادنى * ( مِنْ لَدُنَّا ) * از نزديك ما بىمنت غيرى و هر گاه ما ايشان را با وجود بت پرستى ايمن و مطمئن و مرفه الحال ميداريم اگر ايمان آرند و حرمت توحيد را بحرمت بيت ضم نمايند چگونه ايشان را از تخرف و تخطف در امان نياريم * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ ) * و لكن بيشتر ايشان * ( لا يَعْلَمُونَ ) * نميدانند اين نكته را و متفطن و متفكر نميشوند تا بدانند كه اين روزى از نزد حقتعالى بايشان ميرسد چه اگر ميدانستند از غير او خايف نميبودند و يا نميدانند خداى را و عبادت غير او ميكنند انتصاب رزقا بر مصدرية است از معنى يجبى يا حالست از ثمرات بجهة تخصيص آن باضافه يا مفعول له بعد از آن بيان مىكند كه ميبايد كه امر به عكس باشد يعنى سزاوار آنست كه ايشان از حقتعالى خايف شوند بر آنچه بر آن هستند از كفر و شرك و ميفرمايد كه * ( وَكَمْ أَهْلَكْنا ) * و بسا كه هلاك كرديم * ( مِنْ قَرْيَةٍ ) * از اهل دهى كه حال ايشان مانند حال شما بود و در امن وسعت عيش مانند ديار عاد و ثمود و قوم لوط و به جهت اغترار ايشان به آن * ( بَطِرَتْ ) * بسيار شادى ميكردند و فرح تمام و و خوشحالى مينمودند بافراط و ناسپاسى ميكردند * ( مَعِيشَتَها ) * در زندگانى خود يعنى بوقت كثرت نعمت و فرط امنيت بطر ايشان زياده شده طاغى و ياغى شدند چنان كه اهل مكه و ما آن طاغيان را هلاك كرديم و بلاد ايشان را دو هم شكستيم و خراب ساختيم * ( فَتِلْكَ ) * پس آنست * ( مَساكِنُهُمْ ) * مسكن هاى ايشان كه خالى از خداوند شده و خراب و ضايع و ويران گشته و كفار مكه آن را مشاهده ميكنند نزد مرور بر آن در وقت تجارت چه ديار عاد در احقافست كه موضعيست ميان يمن و شام و ديار ثمود بوادى قرى و ديار قوم لوط بسدوم * ( لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ ) * ننشستند از پس هلاك ايشان * ( إِلَّا قَلِيلًا ) * مگر اندكى از رهگذريان كه روزى يا نصف روزى آنجا باشند پس بروند و به آن خاك