پيروى ميكنند * ( أَهْواءَهُمْ ) * آرزوهاى خود را بيدانشى و حجتى چه اگر تابع حجت ميبودند هر آينه ميآوردند و ببايد دانست كه مفعول لم يستجيبوا لك محذوفست و تقدير اينست كه ( فان لم يستجيبوا لك دعائك الى الإتيان بالكتاب الاهدى ) و حذف آن به جهت علمست به آن و يا بجهة آنكه فعل استجابت متعدى بنفسه است نسبت بدعا و متعدى بلام نسبت بداعى آن پس بجهة اين هر گاه متعدى بلام مىشود مفعول آن محذوف ميگردد غالبا * ( وَمَنْ أَضَلُّ ) * و كيست گمراه تر * ( مِمَّنِ اتَّبَعَ ) * از آن كسى كه پيروى كند * ( هَواه ) * آرزوى خود را * ( بِغَيْرِ هُدىً ) * در حالتى كه بى راهنمونى و بىبصيرتى باشد * ( مِنَ اللَّه ) * از نزد خدا استفهام در معنى نفيست و قوله * ( بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّه ) * در موضع حالست از براى تاكيد يا از براى تقييد زيرا كه هواى نفس كاه هست كه موافق حقست * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خداى * ( لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ) * راه نمينمايد و به منزل نجات نميرساند گروه ستمكاران را كه متابع هواى نفس خوداند و متوغل در آرزوهاى باطل آن يعنى جماعتى كه با وجود وضوح دلايل و حجج داله بر حقيقة اسلام و ايمان به جهت عناد و جحود و استكبار و عتو تابع تسويلات نفسانى و متمنيات شيطانى شدهاند حقتعالى نظر لطف و هدايت را از ايشان بازداشته در باديهء خذلان فرو ميگذارد و راه توفيق از ايشان مسدود ساخته تخليهء ايشان مىكند تا بچنگال نكال دنيا و عقبى گرفتار ميشوند و نزد بعضى تفسير آيه بر اين وجه است كه حق راه ننمايد ببهشت كسانى را كه بصفت شرك مرده باشند و يا آنكه حكم نكند بهدايت ايشان و يا آنكه چون متهدى نشدهاند بهدايت حقتعالى فكان او سبحانه هادى ايشان نشده پس در صفت قرآن ميفرمايد كه * ( وَلَقَدْ وَصَّلْنا ) * و بتحقيق كه پيوند داديم و متصل گردانيديم * ( لَهُمُ الْقَوْلَ ) * براى ايشان سخن را يعنى پيوسته فرستاديم قرآن را آيتى بعد از آيتى و سورتى بعد از سورتى براى تذكير ايشان و يا نظم قرآن را متتابع و متتالى يكديگر گردانيديم يعنى از پى درآورديم دعوت را بحجت و مواعظ را بمواعيد و نصايح را بعبر و قصص را با مثال * ( لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ) * تا شايد ايشان پند پذير شوند و در او تامل نموده به دو بگروند و اطاعت آن كنند و از قتاده مرويست كه چون عبد اللَّه سلام و تميم دارى و جار و عبدى و سلمان فارسى بشرف اسلام رسيدند آيه آمد كه * ( الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ ) * آنان را كه دادهايم كتاب يعنى تورية را * ( مِنْ قَبْلِه ) * پيش از اين قرآن * ( هُمْ بِه ) * ايشان به قرآن * ( يُؤْمِنُونَ ) * ميگروند و از رفاعة ابن قرظه نقلست كه اين آيه دربارهء ما نازل شد و ماده كس بوديم و اشهر آنست كه اين آيه و آنچه بعد از اينست در شأن
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٨٧