تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
و اما كسانى كه بجهة فرط عناد و جحود و استكبار تفكر در آيات هاديه و حجج بينه نميكنند ايشان را در باديهء خذلان فرو ميگذارد و اسباب توفيق و لطف از ايشان باز ميدارد و نزد بعضى مراد بهدايت در اين آيه اخبار است بر اهتداء و يا آنكه معنى آنست كه نيست بر تو مهتدى شدن و قبول حق نمودن ايشان و بعضى از اهل خلاف روايت كرده‌اند از ابن عباس كه آيه در شان ابو طالب نازل شده چه رسول ( ص ) بسيار طالب اين بود كه ابو طالب ايمان آورد و كاره اسلام وحشى بود كه قاتل حمزه است قضيه منعكس شده ابو طالب اسلام نياورد و وحشى در دايرهء اسلام درآمد و شبهه نيست در اينكه اين كلاميست در نهاية ركاكة چه جايز نيست كه ارادهء آن حضرت مخالف ارادة اللَّه باشد هم چنان كه جايز نيست مخالفة او در اوامر و نواهى او و هر گاه بنا بر زعم عامه حقتعالى ارادهء ايمان ابى طالب نكرده باشد و مريد كفر او باشد و پيغمبر ارادهء ايمان وى داشته باشد پس غاية خلاف ميان رسول و مرسل واقع شده باشد فكان او سبحانه بر مقتضاى اعتقاد اهل خلاف گفته كه اى محمد ( ص ) تو اراده ايمان ابو طالب دارى و من ارادهء كفر او چه من ايمان در او خلق نكرده‌ام با وجود تكفل او بنصرت تو و بذل مجهود او در اعانة تو و ذب و دفع ايذاى دشمنان از تو و محبت تو مر او را و نعمت او بر تو و تو كراهت دارى از ايمان وحشى بجهة قتل او عم ترا كه حمزه بود و من ارادهء ايمان او دارم و خلق ايمان در او كرده‌ام و اين معنى عين ضلالت و گمراهيست و موجب مخالفة حضرت رسالت پناهى ( ص ) بارادهء الهى و در سورة الانعام رقم ثبت يافته كه همهء اهل البيت اجماع دارند بر آنكه ابو طالب با صفة ايمان و اسلام متوفى شده و روايات متعدده در اينباب از ايشان متظاهر است و در اين مقام بعضى از آن سمت تحرير ميپذيرد چه استيفاى جميع آن موجب اطناب و اكثار مىشود و منه الاعانة و التوفيق فى اثبات المطالب الحقه و المقاصد الهادية و ابطال الاعتقادات الفاسدة و الاهواء الباطلة برواية صحيحه منقولست از باقر علم الاولين و الاخرين محمد ابن على ابن الحسين ابن على ابن ابى طالب كه آن حضرت از اباى گرام خود نقل كرده كه پيغمبر خدا فرمود كه جبرئيل امين مرا گفت كه ان اللَّه عز و جل حرم على النار صلبا حملك و بطنا حملك و ثديا ارضعك و حجرا كفلك يعنى حرام كرد حقتعالى بر آتش پشتى را كه ترا برداشت و شكمى كه ترا بر گرفت و پستانى كه ترا شير داد و كنارى كه ترا پرورد و كفالت تو كرد و مخفى نيست كه پشتى كه حامل او بود عبد اللَّه بود و شكمى كه حمل او كرد آمنه خاتون بود و پستانى كه او را شير داد حليمه بود و كنارى كه او را كفالت كرد و پرورد ابو طالب بود و فاطمه بنت اسد بود و اصبغ ابن نباته از امير المؤمنين ( ع ) روايت كرده كه او فرمود كه لا و اللَّه ما عبد ابى و لا جدى عبد المطلب و لا هاشم و لا عبد مناف صنما قط به خدا سوگند كه پدرم و جدم و هاشم و
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 90 | الملا فتح الله الكاشاني