تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
استحقاق و تعظيم و ترفع نمودند در آن بباطل و عدم قبول حق كه آن اتباع موسى عليه السّلام بود * ( وَظَنُّوا ) * و گمان بردند * ( أَنَّهُمْ ) * آنكه ايشان * ( إِلَيْنا ) * بسوى مكافات و مجازات ما * ( لا يُرْجَعُونَ ) * باز گرديده نخواهند شد يعنى منكر بعث و نشور شدند و شك كردند در آن * ( فَأَخَذْناه ) * پس گرفتيم او را * ( وَجُنُودَه ) * و سپاه او را * ( فَنَبَذْناهُمْ ) * پس در افكنديم ايشان را * ( فِي الْيَمِّ ) * در درياى نيل يا طبريه كه بحريست در راه مصر و قتاده گويد كه نام آن اسافست تا همه در آن غرق شدند هم چنان كه بيان آن بر وجه مشروح مذكور شد در مواضع متعدده اينكلام متضمن فخامت و تنظيم شان اخذ است و استحقار ماخوذين كانه او سبحانه اخذ همه ايشان نموده در كف خود با وجود كثرت ايشان و طرح ايشان نموده در دريا مانند كسى كه قبضهء از سنگ ريزها در كف گيرد و نظير اينست كريمهء وَما قَدَرُوا اللَّه حَقَّ قَدْرِه وَالأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُه يَوْمَ الْقِيامَةِ وَالسَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِه و اين قبيل تصويرات و تمثيلات است مر اقتدار او سبحانه را و اظهار اينكه جميع مقدرات با آنكه عظيم و جليل باشد مستصغر است در جنب قدرت او * ( فَانْظُرْ ) * پس بنگر اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله * ( كَيْفَ كانَ ) * كه چگونه بود * ( عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ) * سرانجام ستمكاران و از حد در گذشتگان يعنى مشركان پس قوم خود را از مثل اين وقايع بترسان و مراد به نظر ديده بصيرت است يعنى بديدهء دل تفكر نما و تدبر نما كه ايشان را از ديار خود اخراج كرديم و در دريا غرق ساختيم * ( وَجَعَلْناهُمْ ) * و گردانيديم ايشان را در اين جهان * ( أَئِمَّةً ) * پيشوايان ضلالت جعل بمعنى تسميه است كقوله وَجَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ اى صموا يعنى نام نهاديم ايشان را قدوهء اهل ضلال و يا بمعنى حكم يعنى حكم كرديم كه ايشان ائمهء ضلالند و يا بمعنى دعا يعنى خوانديم ايشان را بالسنهء انبيا پيشوايان گمراهان و يا بمعنى اظهار حال يعنى ظاهر ساختيم حال ايشان را بر لسان انبيا تا آنكه شناختند كه ايشان ائمهء اهل ضلالند و يا بجهة عناد و جود منع الطاف نموديم از ايشان و ايشان را در وادى خذلان فرو گذاشتيم تا اهل ضلال بايشان گرويده آنها را ائمه و مقتدايان خود گردانيده‌اند و نميتواند بود كه جعل بر معنى حقيقى خود باشد زيرا كه مستلزم اينست كه حقتعالى ايشان را تعيين و مقدر نموده باشد كه داعى مردمان باشند بنار هم چنان كه انبيا را تعيين كرده تا داعى ايشان باشند بجنة و اين قادح عدالت او است و موجب اغراى مردمان بر معصيت ( تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا ) پس آن مؤل خواهد بود بيكى از وجوه مذكوره حاصل كه ايشان پيشوايان گمراهانند كه با ضلال و اغوا * ( يَدْعُونَ ) *