تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
موازنه كند و صحيح آن را از فساد امتياز نمايد و بعد از آن فرمود كه * ( وَمَنْ تَكُونُ لَه عاقِبَةُ الدَّارِ ) * و دانا است پروردگار من به كسى كه باشد مر او را سرانجام پسنديده و در اين سراى دنيا يعنى ختم با ايمان و يا در آخرت باشد يعنى نجات از نيران و دخول در جنان و يا مراد بدار دنيا است كه عاقبت اصليهء آن جنت است چه خلق دنيا بجهة آنست كه تا مجاز آخرت باشد يعنى محل گذشتن بآخرت و مقصود بالذات از هر دو ثوابست و عقاب بالعرض اينكلام مثل آنست كه شخصى بر سبيل مظاهره گويد كه اللَّه اعلم بالمحق منا و المبطل و حجتى ظاهره * ( إِنَّه ) * بتحقيق كه شان و كار آنست كه به هيچ وجه * ( لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ) * فيروز نشوند ستم كاران و از حق بباطل ميل كنندگان بهدى و حسن عاقبة در دنيا و عقبى يعنى كسانى كه نميگروند بوحدانية پروردگار خود و نافرمانى او ميكنند هرگز بشرف خير دارين فايز نشوند * ( وَقالَ فِرْعَوْنُ ) * و گفت فرعون * ( يا أَيُّهَا الْمَلأُ ) * اى گروه اشراف و اكابر * ( ما عَلِمْتُ ) * ندانسته‌ام من * ( لَكُمْ ) * مر شما را * ( مِنْ إِله ) * هيچ خدايى كه او را پرستند و تعظيم كنند * ( غَيْرِي ) * جز من فرعون نفى علم خود كرد بالهى كه غير او باشد نه نفى وجود او زيرا كه چيزى كه مقتضى جزم بعدم او باشد نداشت و لهذا امر كرد ببناء صرح تا بر آن صعود نموده بر حال او مطلع شود پس حاصل معنى آنست كه من علم ندارم بخداى ديگر كه غير از من باشد و موسى ميگويد كه خداى ديگر هست كه آفريدگار آسمان است * ( فَأَوْقِدْ لِي ) * پس بر فروز آتشى را از براى من * ( يا هامانُ عَلَى الطِّينِ ) * اى هامان بر گل تا پخته شود و در بنا او را استحكامى بود آورده‌اند كه اول كسى كه بخشت پختن امر نمود فرعون بود و لهذا در موضع اطبخ لى الاجر امر كرد وزير خود را بايقاد نار بر طين كه متضمن تعليم صنعة است يا آن چيزى كه در او است از تعظيم و تجبر كه آن ندا كردن او بود وى را باسم او بكلمهء يا در وسط كلام و بعد از آن گفت * ( فَاجْعَلْ لِي ) * پس بنا كن براى من * ( صَرْحاً ) * كوشكى بلند كه مر او را نردبان باشد تا بر سطح آن روم * ( لَعَلِّي أَطَّلِعُ ) * شايد ديده ور شوم * ( إِلى إِله مُوسى ) * بسوى خداى موسى يعنى بر او مطلع گردم و از او معلوم نمايم كه موسى از دعوى نبوت و ادعاء إله غير من صادقست يا كاذب * ( وَإِنِّي ) * و بدرستى كه من * ( لأَظُنُّه ) * گمان ميبرم موسى را * ( مِنَ الْكاذِبِينَ ) * از دروغ گويان فرعون تصور كرده بود كه حقتعالى جسم و جسمانيت و بر آسمان مكانى دارد و ترقى بسوى او ممكنست و بدين معنى دانا نشده بود شعر كه مكان آفرين مكان چكند
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 79 | الملا فتح الله الكاشاني