تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
هرگز مثل اين را نديده بودم و چون موسى عليه السّلام روى بفرعون كرد او را بشناخت و گفت أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً الى قوله وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ و بعد از آن به مردى امر كرد كه دست او را بگيرد و به كسى ديگر امر كرد كه گردنش بزن جبرئيل شمشير را از دست او گرفته هر كس كه پيش ميآمد او را ميكشت تا شش كس را بكشت فرعون چون اينحال را ديد هراسان شد و گفت دست از او بداريد پس موسى دست از زير بغل بيرون آورد مانند آفتاب روشن و درخشنده بود گفت اين معجزهء منست بر صدق دعوى خود و بعد از آن عصا را بينداخت اژدها شده ايوان او را در دهن گرفت فرعون از جاى برجست و بموسى گفت او را بگير موسى چون او را بگرفت همان عصا شد و فرمود كه اين معجزهء ديگر است * ( فَلَمَّا جاءَهُمْ مُوسى بِآياتِنا ) * پس آن هنگام كه آورد موسى بديشان آيتهاى ما را يعنى معجزهاى ما را * ( بَيِّناتٍ ) * در حالتى كه روشن و هويدا بودند * ( قالُوا ) * گفتند فرعونيان * ( ما هذا ) * نيست اين * ( إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرىً ) * مگر جادويى بر بافته و ساخته او كه ديگرى مثل آن نكرده و ما هرگز اين را نديده‌ايم از كسى و يا آنكه اين سحريست كه تعليم گرفته و بعد از آن بر خدا بسته و بر او افترا نموده و يا سحريست موصوف بافتراء و اصلى و حقيقتى ندارد و محض توهم است نه آنكه معجزهء خداست مانند ساير انواع سحر كه بر خلاف حقيقت است و سحره چنان مينمايند كه مطابق واقع و بر اصل و حقيقت خود است * ( وَما سَمِعْنا ) * و نشنيده‌ايم * ( بِهذا ) * مثل اين سحر يعنى اين را از كسى نشنيده‌ايم كه ديده باشد * ( فِي آبائِنَا الأَوَّلِينَ ) * در روزگار پدران نخستين ما اين سخن را بجهة اين گفته‌اند كه در روزگار ايشان و آباى ايشان ساحران بسيار بودند و يا اين دعوى نبوت را از پدران خود نشنيده‌ام كه گفته باشند كه فلان پيغمبر خدا است و خدا او را فرستاده ببندگان خود و اين قول را با وجود اشتهار قصهء نوح و صالح و غير ايشان از پيغمبرانى كه دعوى توحيد و اخلاص ميكردند به جهت آن گفتند كه فترت در ميان ايشان واقع شده بود و طول زمان و عهد بعد در ميان ايشان درآمده و يا به جهت عدم تصديق بايشان و بنا بر اين معنى آنست كه نشنيديم از پدران خود كه تصديق رسل كرده باشند در آنچه آورده باشند * ( وَقالَ مُوسى ) * و گفت موسى * ( رَبِّي أَعْلَمُ ) * پروردگار من داناتر است * ( بِمَنْ جاءَ بِالْهُدى ) * به كسى كه آمده به راه نمودن از انبيا * ( مِنْ عِنْدِه ) * از نزديك او يعنى ميداند كه من محقم و آيات داله بر هدايت از نزد او آورده‌ام و شما ميطلبيد كه تكذيب آن ميكنيد و وجه عطف آنست كه مزد حكاية قولين است تا ناظر بينهما
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 78 | الملا فتح الله الكاشاني