دلالت مىكند بر كينونة شمس در حمل در وسط آسمان پس روز پيش از شب مخلوق شده باشد اما از قرآن قال اللَّه تعالى * ( لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ ) * يعنى نهار سابقست بر ليل نه كه شب بر نهار سابق باشد و نزد برخى از مفسران ليل سابق است بر يوم و تفصيل اين در سورهء انعام مذكور و بدانكه چون ذكر فنون نعم دلالت بر وجوب عبوديت او سبحانه مىكند از اين جهت بعد از ذكر نعم مذكوره تعداد نوع ديگر از نعمت مىكند و ميگويد كه * ( وَآيَةٌ لَهُمْ ) * و نشانه ديگر از قدرت ما كه ايشانراست * ( أَنَّا حَمَلْنا ) * آنست كه ما برداشتيم * ( ذُرِّيَّتَهُمْ ) * آبا و اجداد ايشان را از زمين در وقت طوفان و نشانيديم * ( فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ) * در كشتى نوح عليه السّلام كه مملو بود از مردمان و ساير حيوانات و ما يحتاج ايشان و نافع و ابن عامر ذرياتهم خواندهاند بلفظ جمع و اطلاق لفظ ذريت بر آبا باعتبار آنست كه ايشان اصل خلقت اولاداند چه اولاد از ايشان مخلوقند و ذر بمعنى خلق است و اگر چه
اكثر استعمال ذريت در اولاد است و يا آنكه مراد آن باشد كه خداى تعالى پدران پيشين ايشان را در كشتى نشاند و ذريت ايشان در اصلاب ايشان بودند و بنا بر اين تخصيص ذريت به جهت ابلغيت آن باشد در امتنان و ادخلية آن در تعجب با وجود ملاحظهء ايجاد و گفتهاند كه معنى آيه آنست كه مادر كشتى نشانيديم اولاد ايشان را كه بتجارت ميفرستند يا نسا و صبيان ايشان را كه بمصاحبت خود به سفر مىبرند و بنا بر اين اطلاق ذريت بر نسا باعتبار آنست كه ايشان كشتزار فرزندانند و لهذا مجاهدين ممنوع و منهى شدهاند از قتل ايشان يعنى چون ذريت ايشان ضعيفاند و نساء قوت آن ندارند كه در خشكى رنج سفر كشند براى ايشان كشتى مقرر فرموديم و باد را مسخر كرديم در راندن كشتى تا هر جا كه خواهند بفراغة توانند رفت * ( وَخَلَقْنا لَهُمْ ) * و آفريديم براى ايشان * ( مِنْ مِثْلِه ) * از مثل كشتى نوح * ( ما يَرْكَبُونَ ) * آن چه سوارى ميكنند بر آن از كشتيهايى كه بعد از نوح بر صورت آن ميسازند يا آنكه ما خلق كرديم مانند جنس كشتى از آنچه سوار شوند بر آن چون زورق و غير آن و گفتهاند كه مراد شترانند كه كشتى بيابانند و ساير دواب * ( وَإِنْ نَشَأْ ) * و اگر خواهيم * ( نُغْرِقْهُمْ ) * غرق سازيم اهل كشتى را به تهييج رياح و تلاطم امواج * ( فَلا صَرِيخَ ) * پس هيچ فرياد رسى نباشد * ( لَهُمْ ) * مر ايشان را كه از غرق شدن ايشان را نگهدارد * ( وَلا هُمْ يُنْقَذُونَ ) * و نه ايشان رهانيده شوند از مرگ هر گاه ارادهء ما تعلق گرفته باشد بر هلاك ايشان * ( إِلَّا ) * مگر كه رحم كنيم و ببخشيم بر ايشان * ( رَحْمَةً مِنَّا ) * بخشيدنى از نزديك خود و ايشان را از غرق نجات دهيم * ( وَمَتاعاً ) *
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 444
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٤٤