تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
بمستقر خود * ( تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ ) * مقدور و مقرر كردن خداونديست كه غالبست بقدرت كامل خود بر هر مقدورى * ( الْعَلِيمِ ) * احاطه كنندهء بعلم شامل خود بر هر معلومى * ( وَالْقَمَرَ قَدَّرْناه ) * و ماه را تقدير كرديم يعنى سير او را مقرر فرموديم * ( مَنازِلَ ) * در منزلهاى بيست و هشتگانه از بروج اثنى عشر كه عرب آن را انواع مستمطره ميگويند و آن اينست شرطين بطين ثريا در ان هقعه هنعه ذراع تثره طرفه جبهة ريزه صرفه عو اسماك غفر زبانا اكليل قلب شوله نعايم بلده سعد الذابح سعد البلغ سعد السعود و سعد الاجيه فرع الدلو المقدم فرع الدلو المؤخر رشاء و هر شب در منزليست از منازل مذكوره و از آن تجاوز نكند و متقاصر نشود تزايد و تناقض نور او بحسب بعد و قرب اوست بآفتاب پس هر چند كه در منازل خود بآفتاب دور تر مىشود نور او ميافزايد و چون كه قرب به او پيدا مىكند بتدريج نور او كم مىشود و ميل بتقويت مىكند * ( حَتَّى عادَ ) * تا وقتى كه گرديد در آخر منازل خود كه قريب به اجتماع است * ( كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ) * مانند چوب خوشه خرما كه كهنه باشد وجه شبه رقة و صفرة و اعوجاج است چه شاخ خرما چون بسيار خشك شد باريك و زرد و كج مىشود و به شكل هلال ميرسد و در وقت اجماع كه در دو شب آخر ماه است و آن را ايام محاق گويند مخفى گردد و گفته‌اند كه چوب خوشه خرما در مدت شش ماه به شكل هلال متشكل مىشود على بن ابراهيم باسناد خود نقل كرده كه ابو سعيد مكارى واقفى روزى نزد على بن موسى الرضا آمد و از روى عناد و انكار گفت كه مرتبه تو به آن رسيده كه دعوى امامت ميكنى و خود را در مرتبهء پدر خود دانى آن حضرت فرمود كه خداى نور تو را بنشاناد و تو را به فقر وفاقه مبتلا سازد چه مىشود تو را كه ديده بصيرت تو احوال گشته و بكج بينى در من نگاه ميكنى نميدانى كه خداى تعالى وحى فرستاد بعمران پيغمبر كه من پسرى را به تو ارزانى خواهم داشت كه اكمه و ابرص را به ميسازد و بعد از آن مريم را به او داد و عيسى را بمريم كرامت فرمود پس عيسى از مريم باشد و مريم از عيسى يعنى هر دو در يك درجه باشند و ميان ايشان فرقى نباشد و من هم از پدرم و پدرم از منست و هر دو در يك مرتبه‌ايم و ميان ما اثنى نيست نيست ابو سعيد گفت از تو مسئله ميپرسم فرمود بپرس اگر چه از من قبول نخواهى كرد و اعتقاد به آن نخواهى داشت گفت چه مىگويى در حق مردى كه در حين موت گويد كه كل مملوك لى قديم فهو حر لوجه اللَّه هر مملوك قديمى كه مراست آزاد است قربة الى اللَّه فرمود كه هر مملوكى كه در مدت شش ماه در ملك او داخل شده باشد آزاد است گفت از كجا مىگويى فرمود از جهت آنكه حقتعالى فرمود كه * ( وَالْقَمَرَ قَدَّرْناه مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ) * و شاخ خوشه خرما در عرض شش ماه به شكل هلال ميرسد ابو سعيد انكار اينمعنى نمود و چون از نزد آن حضرت بيرون رفت نابينا شد و به فقر و فاقه مبتلا گرديد و بدرهاى خانها مى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 442 | الملا فتح الله الكاشاني