* ( رَبِّهِمْ ) * بسوى پروردگار خود يعنى بموضعى كه حكم الهى صادر شده باشد نه حكم غير او * ( يَنْسِلُونَ ) * ميشتابند مراد صحراى قيامت است و از قتاده روايت است كه فتور در عذاب كفار واقع نشود مگر ما بين اين دو نفخه كه چهل سال است و لهذا چون اهاويل قيامت را مشاهده كنند * ( قالُوا يا وَيْلَنا ) * گويند از روى تعجب و تحسر اى واى بر ما * ( مَنْ بَعَثَنا ) * كه برانگيخت يعنى كه بيدار كرد ما را * ( مِنْ مَرْقَدِنا ) * از خوابگاه ما و گويند كه ايشان چون اهوال قيامت را معاينه مىبينند اهوال قبور را نسبت به آن اهوال بمثابه خواب شمارند چه عذاب قبر در جنب آن هيچ ننمايد و چون مشاهده اين امر كنند گويند * ( هذا ) * اين است * ( ما وَعَدَ الرَّحْمنُ ) * آن چيزى كه وعده كرده بود خداى تعالى آن را از بعث و نشور * ( وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ ) * و آنچه راست گفته بودند پيغمبران آن را از بعث و جزا و ما از روى عناد انكار آن مىنموديم و تصديق بان نميكرديم و بدانكه ميتواند بود كه ما مصدريه باشد اى هذا وعد الرحمن و صدق المرسلين و مصدر بمعنى مفعول و محتمل است كه هذا صفت مرقد باشد و ما وعد خبر مبتداى محذوف يا مبتداء محذوف الخبر و نزد بعضى هذا ما وعد الرحمن گفتار ملائكه است كه بايشان گويند و گفتهاند كه قايل اينقول مؤمنان باشند يا فرشتگان كه بر وجه تقريع بايشان گويند كه اين آن وعده ايست كه پيغمبران بشما خبر ميدادند و شما تكذيب ايشان مىنموديد و بر سبيل انكار مىگفتيد متى هذا الوعد و بعد از آن حق سبحانه از سرعت بعث ايشان خبر ميدهد و ميگويد * ( إِنْ كانَتْ ) * نبود اينواقعه و حادثه * ( إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً ) * مگر يك نعره كه نفخه اخيره است اينكلام دالست بر سهولت بعثت نزد حضرت عزت يعنى به مجرد نفخه زنده ميشوند * ( فَإِذا هُمْ ) * پس آن گاه ايشان * ( جَمِيعٌ ) * فراهم آورده شدهاند * ( لَدَيْنا مُحْضَرُونَ ) * نزديك ما حاضر شدگان يعنى جميع خلق اولين و آخرين جمع كرده شوند در عرصات قيامت و در موقف حساب بازداشته و چون همه ايشان بعرصه گاه حاضر شوند حق سبحانه بساط عدل گسترده خطاب كند كه * ( فَالْيَوْمَ ) * پس امروز * ( لا تُظْلَمُ نَفْسٌ ) * ستم كرده نشود هيچ نفسى * ( شَيْئاً ) * چيزى را از جزاى كردار خود يعنى از ثواب ايشان چيزى نكاهند و زياده از استحقاق عقوبت نفرمايند بلكه جميع امور را بر مقتضى عدل جارى سازند و بعد از آن بطريقه التفات از غيبت اهل محشر را خطاب مىكند كه * ( وَلا تُجْزَوْنَ ) * و پاداش داده نشويد اى اهل عرصات
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 447
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٤٧