تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
* ( أَمْسَكَهُما ) * نگاه ندارد آنها را * ( مِنْ أَحَدٍ ) * هيچيك و با جاى خود نيارد * ( مِنْ بَعْدِه ) * از پس خدايا بعد از زوال آن اين جملهء ساد مسد جواب قسم و جواب شرط است و من اولى زايده است و ثانيه براى ابتدا و مروى است كه مردى از شام نزد ابن عباس آمد ابن عباس او را گفت با كه ملاقات كردى در شام گفت با كعب گفت از وى چه شنيدى گفت از وى شنيدم كه ميگفت آسمانها بر منكب فرشتهء است فرمود دروغ ميگويد و هنوز شايبهء يهوديه با او است و بعد از آن اين آيه تلاوت فرمود كه * ( وَلَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِه ) * * ( إِنَّه ) * بدرستى كه حضرت ايزد سبحانه و تعالى جل جلاله و عم نواله * ( كانَ حَلِيماً ) * هست بردبار و نيكوكار و با وقار كه بعقوبت يهود و نصارى و ساير كافه بنى نوع انسان از هر طايفه كه بوده باشد از اهل شرك و معصية تعجيل نميكند * ( غَفُوراً ) * پوشاننده و آمرزندهء گناه كسى را كه از اين قول رجوع كرده بوحدانيت وى قايل شود و اعتقاد نمايد كه او سبحانه متصفست بصفت لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَه كُفُواً أَحَدٌ آورده‌اند كه رؤساى قريش پيش از بعثت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ميشنيدند كه جهودان و ترسايان و ساير ملل تكذيب پيغمبر خود كردند و از ملت و مذهب رسل خود انحراف نموده سر از متابعت حق پيچيدند و پيرامون او نگشتند گفتند لعن اللَّه اليهود و النصارى و من يتخلف من متابعة نبيه ايزد سبحانه و تعالى لعن كند بر اين دو طايفهء يهود و نصارى و آنان كه تخلف ورزيدند از متابعت و پيغمبر عالى مقدار خود و او را تكذيب كردند و دروغگو دانستند به خدا سوگند كه اگر پيغمبرى بما آيد ما او را تصديق كنيم و سر اطاعت و فرمانبردارى بر خط انقياد او نهاده از دايرهء او قدم جرئت بيرون ننهيم و از جماعت يهود و نصارى راه يافته تر باشيم و بتصديق پيغمبر خود شتابنده تر و چون پيغمبر عاليمقدار بر ايشان مبعوث شد او را باور نداشتند و از او نفور كرده روز و شب در پى آزار آن حضرت ميبودند و بعقوبت هر چه تمامتر آن حضرت را ميرنجانيدند و بانواع بلا او را مبتلا ميساختند حق سبحانه ايشان را از اين اخبار نمود كه * ( وَأَقْسَمُوا بِاللَّه ) * و سوگند خوردند بخداى تعالى و سوگند را مؤكد كردند كفار قريش * ( جَهْدَ أَيْمانِهِمْ ) * سختترين سوگندان خود يعنى بايمان غلاظ و شداد قسم ياد كردند و يمين بايمان مؤكد ساختند و غايت وسع و نهايت طلاقت خود در يمين مبذول داشتند كه * ( لَئِنْ جاءَهُمْ ) * اگر بيايد بد ايشان و بشرف صحبت او مشرف شوند * ( نَذِيرٌ ) * پيغمبرى بيم كنندهء كه ايشان را بدين قويم و منهاج هدى دلالت نمايد ليكوننّ هر آينه باشند * ( أَهْدى ) * راه يافته تر بقبول قول او و اتباع امر او * ( مِنْ إِحْدَى الأُمَمِ ) * از امتى كه يكى