تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
از امتان گذشتگان و متابعان پيشينيانند چون يهود و نصارى و صائبين و غير ايشان يعنى هدايت ايشان بيشتر از امم سالفه باشد و در تصديق از همهء آنها در پيش * ( فَلَمَّا جاءَهُمْ ) * پس آن هنگام كه آمد بديشان * ( نَذِيرٌ ) * بيم كننده هدايت كننده يعنى حضرت خاتم الانبياء محمد مصطفى ( ص ) كه هادى راه هدى و راه نمايندهء آن سرگشتگان باديهء ضلالت و غوايت و گمراهى به راه نجات و رستگارى و ايشان را منع نمود از عبادت اصنام و اطاعت شيطان و راه نمود بمهناج قويم و صراط مستقيم * ( ما زادَهُمْ ) * زياده نكرد آن آمدن او ايشان را يا آن هدايت او * ( إِلَّا نُفُوراً ) * مگر رميدن از حق و دور شدن از راه نجات و رستگارى و زياده شدن بغض و خاكسارى ايشان و اسناد زيادتى نفور به مجيئى اسناد مجازيست زيرا كه آن سبب اين شده كه ايشان زياده كردند در نفسهاى خود نفور را از حق كقوله فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ و قوله * ( اسْتِكْباراً فِي الأَرْضِ ) * بدل نفورا است يعنى نيفزود ايشان را مگر گردنكشى از فرمان الهى و دور شدن از راه نجات و رستگارى و ميتواند بود كه مفعول له باشد يعنى به جهت سركشى اطاعات پادشاهى و يا مفعول مطلق بر حذف فعل يعنى گردنكشى كردند گردن كشى كردنى با حال بمعنى مستكبرين يعنى در حالتى كه استكبار كنند بودند و قوله * ( وَمَكْرَ السَّيِّئِ ) * در تقدير اينست كه و ان مكروا المكر السيئ پس حذف موصوفشده به جهت استغنا به وصف آن و بعد از آن ان با فعل بمصدر مبدل گشته و آن گاه اضافهء مصدر شده به سيئ مانند جانب الغربى يعنى نيفزود ايشان را مگر كه مكر كردند مكر بد و دال بر اين تبديل و اضافه است قوله * ( وَلا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ ) * و احاطهء نميكند مكر بد يعنى هر مكرى كه صادر شود از ماكرى اعم از آنكه بفعل از وى صادر شود يا در ضمير خود بگذراند احاطه نميكند و در نمييابد * ( إِلَّا بِأَهْلِه ) * مگر باهل آن مكر يعنى مكر هر ماكرى بوى احاطه كند و اطراف و جوانب او را فرو گيرد و هر چه در باب كسى انديشيده باشد دربارهء خود مشاهده نمايد و مراد آنست كه مكرى كه كفار قريش دربارهء حضرت رسالت ( ص ) و اصحاب او قصد كردند از قتل و جلا و سبى و ضرب و غير آن از انواع ضرر و ايذا بايشان عايد شد هم چنان كه در واقعهء بدر و نزد كلبى مراد به مكر اجتماع ايشان بود بر كفر و منع اتباع خود از ايمان و بدانكه مكر سيئ هر مكريست كه اصل آن كذب و خديعه باشد و تاسيس آن بر فساد چه بعضى از مكر حسن است مانند مكر مؤمنان بكافران در وقت قتال و جدال بر وجه حسن و اينكه در حديث نهى واقع شده از مكر مراد مكر سيئ است كما روى الزهرى عن النبى ( ص ) لا تمكروا و لا تعينوا ماكرا قال اللَّه تعالى * ( وَلا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا