تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
آفريدن آسمانها و به جهت اين مستحق شركت شده‌اند در الوهيت ذاتيه * ( أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً ) * يا داده‌ايم ايشان را كتابى ناطق به آنكه ما ايشان را شريك خود گرفته‌ايم * ( فَهُمْ عَلى بَيِّنَةٍ ) * پسر ايشان يعنى شريكان بر حجتهاى روشناند * ( مِنْه ) * از آن كتاب به آنكه مر ايشان را شركت خدا سزاوار است و ميتواند بود كه ضمير راجع بمشركين باشد كقوله أَمْ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمْ سُلْطاناً يعنى مشركان بر حجج واضحه باشند از آن كتاب به آنكه اشراك بتان به خدا حق است و گويند معنى آنست كه كتابى ناطق به آنكه بجهة اشراك مشركان معذب نخواهند شد تا بآنوافق شوند در شرك و بينات بعنوان جميع بجهة ايما است به آنكه شرك امرى خطير است و ناچار است آن را از تعاضد دلايل و حفس بينة بتوحيد خوانده و چون اقامت حجج مذكوره ممكن نيست پس بچه وجه آنها را شريك خدا ميسازند و چون حقتعالى نفى انواع حجج فرموده در اينباب پس از آن اضراب نمود بذكر آنچه ايشان را باشراك داشته كه آن تقرير اسلاف است مر اخلاف را يا تقرير بر رؤسا مر اتباع خود را به آنكه آلهة ايشان شفعاى ايشان خواهد بود نزد خدا و بجهة تقرب ايشان به خدا شفاعت ايشان خواهند كرد و فرمود * ( بَلْ ) * نه چنانست كه ايشان را حجتى بين باشد در اين امر بلكه * ( إِنْ يَعِدُ الظَّالِمُونَ ) * وعده نميدهند مشركان * ( بَعْضُهُمْ ) * برخى از ايشان كه اسلافند يا رؤسا * ( بَعْضاً ) * برخى ديگر را كه اخلافند يا ارذال و اتباع * ( إِلَّا غُرُوراً ) * مگر فريب و مكر را كه هيچ حقيقتى نيست مر آن را و آن وعدهء شفاعت بتانست كه هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّه يق غره يغره غرورا اذا اطمعه فيما لا يطمع فيه بعد از آن از عظم قدرت وسعت مملكت خود اخبار ميفرمايد كه * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه حضرت ايزد سبحانه و تعالى * ( يُمْسِكُ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * نگاه ميدارد آسمانها و زمينها را بدون علاقه و عماد و بدون ستون و شداد بلكه بمحض قدرت بالغهء خود * ( أَنْ تَزُولا ) * به جهت كراهت آنكه ذايل شوند از اماكن خود چه ممكن را در حال بقا ناچار است از نگاه دارنده و بدانكه ان تزولا بحذف مضاف است چنان كه به اين مترجم شد و ميتواند بود كه كلام در تقدير اين باشد كه يمنعهما ان تزولا زيرا كه امساك بمعنى منع است يعنى حق تعالى منع مىكند آسمان و زمين را كه ذايل گردند و در روايت آمده كه چون يهود و نصارى عزيز و عيسى عليه السّلام را بفرزندى حق تعالى نسبت دادند آسمان نزديك به آن رسيد كه شكافته گردد حق تعالى در اين آيه اخبار ميفرمايد كه من بقدرت كاملهء خود نگاه ميدارم آسمان و زمين را تا زوال پذير نشود و از مراكز خود نروند * ( وَلَئِنْ زالَتا ) * و اگر زايل شوند * ( إِنْ