تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
نزديك بافعال ايشان پس عالم باشد بقول و فعل هر ضال و مهتدى و هيچ چيز از آن بر آن پوشيده و پنهان نباشد بعد از آن تهديد مشركان مىكند بقوله * ( وَلَوْ تَرى ) * و اگر ببينى اى محمد ( ص ) يا اى بيننده كافران را * ( إِذْ فَزِعُوا ) * چون ترسان شوند نزديك مرگ يا بوقت بعث يا در روز بدر هر آينه ببينى امرى فظيع و عجيب و با هول * ( فَلا فَوْتَ ) * پس نباشد هيچ فوتى يعنى به جهت گريختن و پناه بحصن بردن عذاب از ايشان فوت نشود * ( وَأُخِذُوا ) * و بگيرند ايشان را * ( مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ ) * از جاى نزديك يعنى از روى زمين به زير زمينشان كشند كه قبر است و يا از موقف بدوزخ يا از صحراى بدر بچاه اندازند اين عطفست بر فزعوا يا بر لا فوت و تقدير اينست كه فزعوا و اخذوا فلا فوت لهم يا آنكه اذ فزعوا فلم يفوتوا و اخذوا و ابن عباس فرموده كه نزول اين آية در اصحاب خسف پيدا است و ايشان هشتاد هزار كس باشند كه از شام قصد تخريب كعبه معظمه كنند چون در بيابان مكه درآيند همه آنجا به زمين فرو روند پس معنى اخذ و امن مكان قريب اينست كه خسف بهم من تحت اقدامهم يعنى از زير قدمها ماخوذ گردند و به زمين فرو روند و اين جماعت قوم سفيانى باشند كه در آخر الزمان بفرمودهء وى به قصد تخريب كعبه خروج كنند و از اين جماعت دو كس از خسف نجات يابند يكى بشارت به مكه برد و ديگرى روى او بر قفا گشته خبر خسف قوم بسفيانى رساند و حذيفه يمانى نيز روايت كرده كه شنيدم از رسول خدا ( ص ) كه از فتنهء آخر الزمان خبر ميداد و از آن جمله فرمود كه سفيانى خروج كند و از بيابان خشك بدمشق آيد و بعضى لشگر را بدمشق فرستد و بعضى را بمدينه چون به زمين بابل رسند كه ميان زمين مدينه است و بغداد زياده از سه هزار كس را بكشند و صد زن را شكم بدرند و سيصد مرد معروف را از بنى عباس بقتل آورند و بعد از آن متوجه كوفه شوند و نواحى آن را خراب كنند و آن گاه روى بشام نهند و در اثناى اين حال رايت هدى از كوفه پديد آيد و بر عقب ايشان روان شوند و بعد از دو روز راه بايشان برسند و اكثر آنها را بكشند و غنيمت را اخذ كنند و اسارى را از دست ايشان برهانند و غنايم را از ايشان اخذ كنند و سفيانى بعضى ديگر از عساكر را بمدينه فرستد و سه شبانه روز غارت كنند و از آنجا به مكه آيند چون ببيدا رسند حقتعالى جبرئيل را بفرستد تا ايشان را هلاك كند جبرئيل بيايد و پاى بر زمين زند و يك بار به زمين فرو روند و ذلك قوله * ( وَلَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ ) * و از ايشان دو كس بجهند يكى بشير و ديگرى نذير بشير بشارت به مكه رساند و نذير سفيانى را انذار نمايد به هلاكت قوم او و آن هر دو از جهينه باشند و از آنجا مثل شده كه و عند جهينة الخبر اليقين و اين روايت را اصحاب ما در احاديث مهدى از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه