تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
منعوت شده اى شك مشكك يا شك شاك مانند عجب عجيب و شعر شاعر يعنى ايشان در امر محمد يا در كار آخرت و وقوع عذاب بسيار شك كننده بودند از ضحاك منقولست كه مراد باشياعهم من قبل اصحاب فيل بود كه در وقت ارادهء تخريب خانهء كعبه چون ياس و عذاب را مشاهده كردند ايمان ايشان قبول نشد و همه مستأصل شدند

سورة الفاطر

مكيست مگر دو آيه كه إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّه است و ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ كه نزد حسن مدنىاند و عدد آيات آن چهل و شش است بعدد شامى و مدنى الاخير و چهل و پنج نزد غير ايشان و اختلاف در هفت آيتست الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بصريست و شامى جديد البصير و النور هر سه غير بصرىاند من فى القبور غير شامى است ان تزولا بصرى تبديلا بصرى شامى و مدنى الاخير ابى بن كعب از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله روايت كند كه هر كه سورة الملائكة را قرائت كند فرداى قيامة بسه در بهشت او را خوانند و گويند كه از هر در كه خواهى در آى و بدانكه چون حقتعالى ختم سورة السباء نمود بر دو شك از باب شرك و عنود ايشان افتتاح اين سوره بذكر كمال قدرت و وحدانيت خود و دلايل قدرت فرمود كه مزيل شك و ريبست * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّه ) * هر ستايش و هر ثنا كه بود و هست و خواهد بود ثابتست مر خداى را كه سزاوار و مستحق ثنا و ستايش است * ( فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * شكافنده و پديد آرندهء آسمانها و زمينها از كتم عدم بصحراى وجود و مبدع و مبدى آن بدون مثال و اين از فطر مشتق است بمعنى شق گوييا شق عدم فرموده به اخراج آنها از آن و از ابن عباس منقولست كه معنى * ( فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * نميدانستم تا آنكه دو اعرابى به جهت اختصام و دعوى در باب چاهى نزد من آمدند يكى از آنها گفت انا فطرتها اى ابتداتها و اخترعتها دانستم كه فطر بمعنى ابتدا و اختراعست و اضافهء فاطر بسموات اضافهء محضه است زيرا كه بمعنى ماضى است و در تقدير اينكه اللَّه الذى فطر السموات و الارض و بر اينقياس است قوله * ( جاعِلِ الْمَلائِكَةِ ) * گردانندهء فرشتگان * ( رُسُلًا ) * رسولان يعنى ايشان را برسالت به انبياء ميفرستد و گويند بوحى پيغام الهى به پيغمبران رسانند و به الهام به اوليا و برؤياى صادقه مؤمنان و يا آنكه وسايطاند ميان حقتعالى و بندگان در ايصال آثار صنع او به ايشان * ( أُولِي أَجْنِحَةٍ ) * صفت رسل است يعنى ملائكه را