تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
از آن نجات يابيد و بجنت نعيم در آئيد و ذكر بين يدى دالست بر قرب ساعت قيامت و لهذا قال عليه السّلام بعثت فى نسيم الساعة و فى الصحاح نسيم الريح او لها * ( قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ ) * بگو اى محمد ( ص ) بايشان كه آنچه طلب كردم از شما * ( مِنْ أَجْرٍ ) * از مزد اداى رسالت * ( فَهُوَ لَكُمْ ) * پس آن مر شما راست يعنى هر مزدى كه براى تبليغ رسالت از شما مىخواستم بشما بخشيدم مراد نفى سؤال است يعنى از شما هيچ مزدى نميخواهم و اين مانند آنست كه شخصى به صاحب خود گويد كه ان اعطيتنى شيئا فخذه و حال آنكه او دانسته كه صاحب او چيزى به او عطا نخواهد كرد ليكن مراد وى به اين تعليق اخذ باشد بما لم يكن كان او سبحانه تبنى را مستلزم احد امرين گردانيده يا جنون يا توقع نفع دنيوى بر آن زيرا كه تبنى يا به جهت غرض است يا غير غرض و بر هر تقدير يكى از اين دو امر لازم ميآيد و بعد از آن اين هر دو را نفى نموده و نزد بعضى ماء نافيه است نه شرطيه و معنى آنست كه از شما نميطلبم اجر را پس آن اجر مر شما راست كما قال اللَّه تعالى قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّه سَبِيلًا و قوله قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى كه اتخاذ سبيل به خدا نصيب ايشانست و همچنين مودت در قربى و از ابى جعفر عليه السّلام مرويست كه معناه ان اجر ما دعوتكم اليه من اجابتى و ذخره هو لكم دونى * ( إِنْ أَجْرِيَ ) * نيست مزد دعوت من و مثوبت آن * ( إِلَّا عَلَى اللَّه ) * مگر بر خداى * ( وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ ) * و او بر همه چيزها * ( شَهِيدٌ ) * گواه است و مطلع پس ميداند صدق و خلوص نيت مرا در دعوات و نصيحة بدون طمع اجر بر آن * ( قُلْ إِنَّ رَبِّي ) * بگو بدرستى كه پروردگار من * ( يَقْذِفُ بِالْحَقِّ ) * ميافكند حق را يعنى وحى را القا مىكند بر هر كه خواهد و يارى مىكند باطل را به حق و آن را در هم ميشكند و يا حق را منتشر ميسازد در اقطار عالم يعنى افشاى دين اسلام مىكند و اظهار احكام آن كقوله لِيُظْهِرَه عَلَى الدِّينِ كُلِّه و قوله * ( عَلَّامُ الْغُيُوبِ ) * صفت ربى است محمول بر محل ان و اسم ان يعنى خداى من كه داناى جميع پوشيده ها است و هيچ چيز بر او مخفى نيست القاى حق مىكند و يا نصر آن مينمايد و ميتواند بود كه بدل ضمير متسكن باشد در يقذف و يا خبر ثانى و يا خبر مبتداى محذوف است هو علام الغيوب * ( قُلْ جاءَ الْحَقُّ ) * بگو آمد سخن راست و درست يعنى قرآن يا اسلام يا بعث پيغمبر * ( وَما يُبْدِئُ الْباطِلُ ) * و نميآفريند باطل يعنى ابليس يا بت چيزى را * ( وَما يُعِيدُ ) * و باز نميگرداند يعنى قادر نيست بر خلق و بعث و حسن گفته كه معنى آنست كه شيطان پيدا