بر تقدير هو يا منصوب بر تقدير عنى خلاصهء سخن آنست كه ترك تقليد كرده از براى طلب رضاى الهى از مجلس من متفرق شويد يا استقامة ورزيد در كار من و از طريق اعوجاج در گذريد تا برسيد به حق * ( مَثْنى ) * در حالتى كه دو دو باشد تا با يكديگر مشاورة كنيد * ( وَفُرادى ) * و يك يك تا بازدحام خواطر مشوش نشويد در وقت تفكر * ( ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ) * پس تفكر كنيد در كردار و گفتار من و از مبدء حال من تا اين غايت اطوار مرا در نظر آريد و در آن تامل و تفكر كنيد تا بدانيد كه * ( ما بِصاحِبِكُمْ ) * نيست در اين يار شما را * ( مِنْ جِنَّةٍ ) * هيچ ديوانگى كه باعث او باشد بر دعوى رسالت ( ص ) يعنى در احوال او تفكر كنيد و خصال و اطوار او را در خواطر خود درآوريد تا بشناسيد كمال عقل او را و همين كافيست بر صدق قول او و تنزه او از جنون چه دعوى او متصدى نيست مر امر خطير و خطب عظيم را بدون تحقق و وثوق ببرهان تا مفتضح شود على رؤس الاشهاد و القاى نفس خود كند در تهلكه بلكه آن دعوى او مقرون ببراهين واضحه و معجزات باهره است و ميتواند بود كه ماء استفهاميه باشد و معنى اين كه پس تفكر كنيد كه چه چيز بيار شما رسيده از آثار جنون و بنا بر معنى اول كلام مستانف است براى تنبيه از جانب خدا بر طريقهء نظر در امر پيغمبر خلاصهء سخن آنست كه دعوى نبوت كه امرى عظيم است كه در تحت آن ملك دنيا و آخرتست متصدى نميشود مگر يكى از دو مرد يا از مجنون كه از افتضاح مبالات ندارد در وقت مطالبهء برهان از او و عجز او از آن بلكه نميداند كه افتضاح چه چيز است و عواقب و مال آن چيست و يا آن عاقل راجح العقل كه
دعوى آن نكند مگر بعد از صحة آن نزد او بحجة ساطعه و برهان قاطعه و اگر نه بر هيچ عاقلى اين دعوى صادر نميشود كه مجرد از بينه و حجة باشد و شما همه ميدانيد كه محمد ( ص ) جنونى ندارد و بلكه او را ارجح قريش ميشناسيد در عقل و اوزن ايشان در حلم و اثبت ايشان در راى و اصدق ايشان در قول و انزه ايشان در نفس و اجمع ايشان در خصال حميده و محاسن جميله و همهء شما زبان بمدحت او گشودهايد و در محافل و مجامع تعداد اخلاق حسنه و صفات جميلهء او ميكنيد و صداقت و امانت او در ميان شما اظهر من الشمس است و از اين جهت او را محمد ( ص ) امين مىگوييد پس صدق او در جميع مقال مترجح خواهد بود بر كذب و مع ذلك معجزات بينه و بينات واضحه بشما مينمايد و دعوى تحدى مىكند و شما از مثل آن عاجزيد پس بيقين وى در دعوت خود صادقست * ( إِنْ هُوَ ) * نيست او * ( إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ ) * مگر بيم كننده مر شما را * ( بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ ) * پيش از وقوع عذاب سخت كه عذاب آخرتست تا بوسيلهء ايمان و كسب عمل صالح
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 380
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٨٠