آيا اينگروه شما را * ( كانُوا يَعْبُدُونَ ) * بودند كه ميپرستيدند و اين سؤال جهة تقريع مشركانست و تبريه ملائكه از ايشان كقوله أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّه و نيز به جهت قطع طمع ايشان است از شفاعت ملائكه و گويند كه ضمير مفعول در نحشرهم راجع بجميع مشركان است از مستكبرين و مستضعفين و تخصيص ملائكه بذكر با آنكه بعضى كفار عبيد غير ملائكهاند از اصنام و غير آن به جهت آنست كه ملائكه اشرف شركاء ايشانند و صالح خطاب و ديگر آنكه عبادت ايشان مبدء شرك و اصل آنست حاصل آنست كه چون ملائكه به اين خطاب مخاطب شوند * ( قالُوا ) * گويند * ( سُبْحانَكَ ) * پاكى تو از آنكه غير ترا پرستند * ( أَنْتَ وَلِيُّنا ) * تويى خداوند و ناصر ما و ما خود را در بندگى مقصر ميدانيم پس بچه وجه بمعبوديت خود قايل شويم يا تويى دوست ما * ( مِنْ دُونِهِمْ ) * بجز از ايشان يعنى ميان ما و ايشان هيچ دوستى نيست و حاشا كه بپرستش ايشان رضا داده باشيم بدانكه بنا بر اخير ولى از موالات ماخوذ است كه بمعنى صداقت و خلت است بخلاف معاداة و منها
قول النبى ( ص ) لعلى ( ع ) اللهم وال من والاه و عاد من عاداه
و موالات از اولى مشتق است بمعنى قرب هم چنان كه معادات از عدو است بمعنى بعد پس ايشان در اينقول بيان موالاة خود كرده به خدا و معاداة خود بكفار بعد از آن از اين اضراب كند و نفى عبادت معبوديت خود كنند و گويند * ( بَلْ ) * نه چنانست كه كفار ما را پرستش كرده باشند حقيقة بلكه * ( كانُوا ) * بودند از روى جهل و غواية * ( يَعْبُدُونَ الْجِنَّ ) * ميپرستيدند ديوان را يعنى فرمان ايشان را مىبردند در پرستش الهه باطله و يا متمثل ميشدند بصورتهاى متنوعه و در خيال ايشان مىافكندند كه كه اينها ملائكهاند * ( أَكْثَرُهُمْ ) * بيشتر ايشان آدميان و مىتوانند بود كه ضمير راجع بمشركان باشد و اكثر بمعنى كل يعنى همه مشركان * ( بِهِمْ ) * بديوان * ( مُؤْمِنُونَ ) * گروندگاناند يعنى مطابعت كنندگان و مطيعان ايشان بعد از آن بيان بطلان معبوديت غير خود از ملائكه و اصنام و غير آن و عدم ترتب نفع و ضرر بر ايشان و تهديد عبده آنها مىكند و ميگويد كه * ( فَالْيَوْمَ ) * پس امروز كه روز حشر است و همهء حكمها مر خداى را است * ( لا يَمْلِكُ ) * مالك نميشود * ( بَعْضُكُمْ ) * برخى از شما * ( لِبَعْضٍ ) * براى برخى * ( نَفْعاً ) * سودى را * ( وَلا ضَرًّا ) * و نه زيانى را يعنى معبود باطل را براى عايد خود قدرت بر رسانيدن سود و دفع كردن زيان نيست چه اين دار جزا است و به غير از او سبحانه مجازى نيست بعد از آن بيان معاقبهء كفار ميفرمايد كه * ( وَنَقُولُ ) * عطفست بر لا يملك يعنى و گوئيم در آن روز * ( لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ) * مر آنان را كه ستم كردند
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 377
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٧٧