مفعول اول نيست و نيز نميتواند بود كه ما بعد آن مفعول دوم باشد بجهة عدم زعم ايشان به آن و خلاصه معنى آنست كه اگر شما در دعوى الوهيت ملائكه صادقيد پس بخوانيد ايشان را تا ببينيد كه در جذب منافع و دفع مضار مددى ميرسانند بشما يا نه يعنى ايشان را بعيون آفريدگار اختيار و اقتدار نيست و محتمل است كه خطاب بهمهء كفار باشد و معنى اينكه بخوانيد الههء خود را آيا هيچ اجابت مىكند شما را و چگونه اجابت كنند كه به هيچ وجه * ( لا يَمْلِكُونَ ) * مالك و قادر نيستند آن معبودان * ( مِثْقالَ ذَرَّةٍ ) * همسنگ مورچهء خورد از خير و شر * ( فِي السَّماواتِ ) * در آسمانها * ( وَلا فِي الأَرْضِ ) * و نه در زمين يعنى در امر آسمان و زمين قدرة ندارند و ذكر سماوات و الارض بجهة عموم عرفيست يعنى در هيچ چيز قادر نيستند و يا بجهة آنكه الههء كفار بعضى سماويند چون ملائكه و كواكب و برخى ارضى چون اصنام و يا باعتبار آنكه انصاب فريبهء خير و شر شما سماوى و ارضىاند و اين جملهء مذكوره استينافست براى بيان احوال ايشان * ( وَما لَهُمْ ) * و نيست ملائكه يا بتان را * ( فِيهِما ) * در آسمان و زمين * ( مِنْ شِرْكٍ ) * هيچ شركتى يا خداى به حق نه در آفريدن و نه در تصرف كردن يعنى به هيچ وجه در خلق و ملك خدا شركت ندارند * ( وَما لَه مِنْهُمْ ) * و نيست مر خداى را از اصنام و ملائكه * ( مِنْ ظَهِيرٍ ) * هيچ
بارى و مددكارى در تقدير و تدبير امر آسمان و زمين بعد از آن رد مظنهء كفار مىكند بشفاعة ملائكه و اصنام حيث قالوا هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّه ميفرمايد كه * ( وَلا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ ) * و سود نكند شفاعة هيچكس * ( عِنْدَه ) * نزديك خدا يعنى گمان شفاعة كه بملايكه و يا اصنام دارند محقق نخواهد گشت زيرا كه درخواست نفع ندهد * ( إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَه ) * مگر كسى را كه دستورى داده باشد خدا مرا او را در خواست نمودن را و ابو عمرو و كسايى و حمزه اذن ميخوانند بصيغهء مجهول يعنى مگر كسى را كه اذن داده شده باشد چه اهل معاصى از اهل ايمان مر شافعان آنها را كه انبيا و ملائكهاند و صلحاى امت اذن داده باشد خدا براى ايشان شفاعت كردن و بنا بر اين مراد مشفوعى است كقوله تعالى وَلا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى پس لام له در معنى اول از قبيل لام الكرم لزيد است و در معنى ثانى از قبيل لام جئتك لزيد * ( حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ ) * متعلق است به آنچه مفهوم مىشود از سوق كلام كه آن انتظار اذن است و توقع وقوع از كسانى كه اميد شفاعت داشته باشند و تقريع با كلمهء عن بمعنى ازالهء فرعست و كشف آن يعنى در روز قيامت شافع و مشفوع كه منتظر شفاعت باشند و در ترس و فزع گذرانند بجهة آنكه مبادا كه شفاعة ايشان مقبول نشود تا آنكه چون سلب فزع نمايند از دلهاى ايشان و دستورى شفاعة دهند * ( قالُوا ) * گويند بعضى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 366
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٦٦