تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
شهوات و اصح آنست كه بر همهء كافران * ( إِبْلِيسُ ظَنَّه ) * ابليس گمان خود را يعنى چون شيطان گمان برده بود كه بر بنى آدم بسبب شهوت و غضب كه در نهاد ايشانست دست يابد كه ايشان را گمراه كند گمان او درباره اهل غوايت راست شد و يا به جهت استماع قول ملائكه أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ و قول او كه و لاضلنهم و لاغوينهم و لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَه إِلَّا قَلِيلًا وَلا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ پس گمان او در حق ايشان راست شد * ( فَاتَّبَعُوه ) * پس پيروى كردند او را در شرك و معصية * ( إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ) * مگر گروهى از مؤمنان كه مستثنىاند و تابع او نيستند و تقليل ايشان نسبت بكفار است يا معنى آنست كه مگر فريقى از فرق مؤمنان تابع شيطان نشده‌اند در عصيان كه آنها عباد مخلصانند كه انبيااند و ائمهء هدى عليه السّلام كه إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ و بنار اول من بيانيه است و اين قول ابن عباس است و بنا بر ثانى تبعيضيه * ( وَما كانَ لَه ) * و نبود مر ابليس را * ( عَلَيْهِمْ ) * بر آنكه گمان او در حق ايشان محقق شد * ( مِنْ سُلْطانٍ ) * هيچ تسلطى و استيلايى * ( إِلَّا لِنَعْلَمَ ) * مگر براى آنكه بدانيم يعنى جدا كنيم * ( مَنْ يُؤْمِنُ ) * كسى را كه ميگرود * ( بِالآخِرَةِ ) * بدانسراى * ( مِمَّنْ هُوَ ) * از آن كس كه او * ( مِنْها فِي شَكٍّ ) * از آخرت در گمانست يعنى بجهة غرض صحيح و حكمتى صريح كه تعلق علم ما است به آن آن نوع تعلقى كه مرتب شود بر آن جزاء عقاب و ثواب و آن در صورت وجود معاصى و طاعتست چه حق تعالى هيچكس را مجازات نميدهد بر علم به حال او مگر بعد از وقوع او و يا متميز سازيم مؤمن را از شاك يعنى واضح شود كه اهل ايمان كدامند و ارباب گمان كدام و اين معنى اخص از اول است چه تميز نميباشد مگر بعد از وقوع بخلاف علم كه آن اعم است از آنكه معلوم بالقوه باشد و يا بالفعل و مراد بسلطنت شيطان بر مردمان وسوسهء اوست نه اجبار او ايشان را بر كفر و عصيان لقوله تعالى حكاية عن قوله وَما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي * ( وَرَبُّكَ ) * و آفريدگار تو * ( عَلى كُلِّ شَيْءٍ ) * بر همهء چيزها * ( حَفِيظٌ ) * نگاه بانست و هيچ چيز از افعال و احوال بندگان بر او پوشيده نيست * ( قُلِ ) * بگو اى محمد ( ص ) بنى مدلج و اتباع ايشان را از اهل شرك بر وجه تهكم كه * ( ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ ) * بخوانيد آنان را كه گمان برده‌ايد خدايان * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز از خداى مفعول اول و دوم زعم محذوفست و تقدير اينست كه زعمتموهم آلهة اما حذف اول بجهة طول موصول بصله و اما ثانى بجهة قيام صفة در مقام آن و نميتواند بود كه من دون اللَّه مفعول ثانى باشد زيرا كه ملايم