تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
كه قدر نعمت من و سلوى ندانسته استدعاى قوم و بصل كردند حاصل كه اهل سبا بجهة تطاول بر فقرا بركوب و رواحل و حمل ازواد از خداى درخواستند تا ميان شام و يمن مفاوز پيدا كرد به تخريب قراى متوسطه * ( فَجَعَلْناهُمْ ) * پس گردانيديم ايشان را * ( أَحادِيثَ ) * سخنان كه مردمان بعد از ايشان بتعجب باز گويند كه اهل سبا از آبادانى به خرابى ميل كردند يا از روى ضرب المثل گويند تفرقوا ايادى سبا * ( وَمَزَّقْناهُمْ ) * و پراكنده ساختيم ايشان را * ( كُلَّ مُمَزَّقٍ ) * هر پراكنده ساختن يعنى غايت پراكندگى و نهايت تفريق تا آنكه يكى از ايشان در مارب نماند قبيله غسان از ايشان بشام رفت و قضاعة به مكه و اسد ببحرين و انمار به يثرب و جذام بتهامه و ازد بعمان و اين كلمه ضرب المثل شد كه تفرقوا ايادى سبا * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه آنچه ذكر كرديم از قصهء سبا * ( لآياتٍ ) * هر آينه عبرتهاست * ( لِكُلِّ صَبَّارٍ ) * مر هر صبر كننده را بر محنتها و يا از معصيتها * ( شَكُورٍ ) * سپاس گوينده بر نعمتها در كشف الاسرار آورده كه اهل سبا در خوشحالى و فارغبالى مىگذرانيدند و بسبب بىصبرى برفاهت و ناشكرى بر نعمة رسيد بر ايشان آنچه رسيد كلبى در بيان تفريق اهل سبا ببلاد متباعده از ابى صلاح نقل كرده كه طريقهء كاهنه بعمرو بن عامر كه از اعاظم اولاد سبا بود گفت در علم كهانت چنين معلوم من شد كه سد مارب عنقريب خراب شود و بجهة سيل عرم جميع جنات و بساتين و حصون و دور در عرصهء تلف آيد عمرو چون اين بشنيد اموال خود را بفروخت و با قوم خود جلاى وطن اختيار كرده به مكه اقامت نمود و در آنجا تب عارض همه شد و ايشان هرگز ندانسته بودند كه تب چه چيز مىباشد پس شكايت آن را بطريقه عرض كردند گفت من نيز از اين مرض عرض و شكايت دارم عمرو گفت تو ما را درين امر چه مىفرمايى جواب داد كه هر كس از شما كه بسيار پير است و جمل شديد و زاد جديد دارد بايد كه بقصر عمان رود پس از طريق عمان پيش گرفته به آنجا رفتند و بعد از آن گفت هر كس كه خداوند جلد و قصر و صبر است و صابر بر اذمات دهر باراك رود پس خزاعه به اين صوب متوجه شدند پس گفت هر كه ارادهء راسيات دارد در وجل و قصد مطعومات در محل به يثرب رود اوس به آن ناحيه توجه نمودند بعد از آن گفت هر كه ارادهء خمر دارد و خمير و ملك و تامير و لباس و تاج و حرير گو ببصرى و بر عيو رود كه از ارض شامست آل جفنة بن غسان به آنجا رفتند پس گفت هر كه ارادهء ثياب رقاق دارد و خيل عتاق و كنوز ارزاق و دم مهراق بارض عراق ميل كند آل جذيمة بن ابرش و آل محرق آنجا رفتند و توطن كردند و از اينجاست كه حقتعالى فرموده * ( وَمَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ) * * ( وَلَقَدْ صَدَّقَ ) * و بدرستى كه محقق ساخت يا راست يافت * ( عَلَيْهِمْ ) * بر اهل سبا كه منهمك بودند در
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 364 | الملا فتح الله الكاشاني