ناسپاسى نكنيم و نوعى سپاسدارى او بجا آوريم كه هيچ قومى نكرده باشد حقتعالى ديگر باره درهاى نعمت بر ايشان گشاده ساخت چنان كه فرموده * ( وَجَعَلْنا بَيْنَهُمْ ) * و گردانيديم ميان اهل سبا * ( وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي ) * و
ميان آن ده ها كه بكرم خود * ( بارَكْنا فِيها ) * بركت داديم در آن بكثرت مياه و اشجار و زروع و نباتات كه موجب سعت رزقست مراد قراى شامست چون فلسطين و اردن و اريحا و ايليا * ( قُرىً ظاهِرَةً ) * دههاى معمور آشكارا متواصل به يكديگر به جهت تقارب كه از هر قريهء قريهء ديگر توان ديد با واقع بر ظهر طريق نه دور از آن تا ابناى سبيل آن را ببينند و در عين المعانى آورده كه از مأرب كه منزل اهل سبا بود تا شام چهار هزار و هفتصد ديه پديد آمد * ( وَقَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ ) * و تقدير كرديم در آن ديه ها رفتن مردم را كه غادى در قريهء قيلوله و رايح در قريهء ديگر بيتوته مينمود تا ميرسيد بشام و در هيچ منزل محتاج حمل توشه نبود و جوع و عطش به او نميرسيد و از عدو خايف نبود و يا مقادير مراحل و منازل در آن پديد آورديم كه هر يك از آن مقدار نيم روز بود تا تعب سفر نكشند و گفتيم به زبان مقال يا حال قرى كه آن تهيه جميع اسباب سفر بود بوجهى بود كه گويا ايشان را ميگفت * ( سِيرُوا فِيها ) * سير كنيد در اين ديهها * ( لَيالِيَ وَأَيَّاماً ) * روزها و شبها يعنى هر وقت كه خواهيد * ( آمِنِينَ ) * در حالتى كه امان يافتگانيد از دشمن و سباع بجهة كثرة خلق يا از رجوع و عطش بجهة بسيارى اطعمه و انهار و آبادانى جميع مواضع آنها يعنى امن آن مختلف نيست باختلاف اوقات بلكه در جميع انات روز و شب سير آن مساويست در امنيت يا آنكه سير كنيد با امنيت اگر چه مدت سفر شما در آن قرى دراز باشد يا سير نمائيد در ليالى و ايام عمر خود در حالتى كه جميع ايام عمر خود با امن و آسايش باشيد و اين اشارتست بتكامل نعمت بر ايشان در سفر هم چنان كه در حضر آوردهاند كه بقيه اهل سبا آغاز تجارت كرده از يمن بشام ميرفتند و چاشت در قريهء بودند و شام در قريهء ديگر توانگرانرا بر درويشان حسد آمد كه ميان ما و ايشان در رفتن هيچ فرقى نيست چه پياده و مفلس اين راه را چنان ميرود كه سواره و توانگر * ( فَقالُوا ) * پس گفتند اغنياى ايشان * ( رَبَّنا ) * اى پروردگار ما * ( باعِدْ ) * دور افكن * ( بَيْنَ أَسْفارِنا ) * ميان منازل سفرهاى ما يعنى بيابانها پديد كن از منزلى به منزلى تا مردم بىزاد و راحله سفر نتوانند كرد * ( وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ) * و ستم كردند بدين دعا يا بجهة كفران نعمت بر نفس خود يعنى در نعمت بطر نمودند و از عافيت ملال گرفته شكر آن را بجا نياوردند هم چنان كه بنى اسرائيل
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٦٣