تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
ميوه هاى درخت اراك تلخ و بد طعام چه خمط هر گياهيست كه در نهايت تلخى باشد و گويند خمط شجر عضا است و گويند هر درخت خار دار كه ميوهء تلخ داشته باشد و زجاج گفته كه خمط هر نباتى است كه مرارت آن بر وجهى باشد كه آن را نتوان خورد و در كلام مضاف محذوفست اى ذواتى اكل اكل خمط پس مضاف محذوف گشته و مضاف اليه در مقام آن واقع شده و يا آنكه خمط صفة اكل است باعتبار بشاعة ان كانه قيل اكل بشع و يا آنكه عطف بيان است و قوله * ( وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ ) * معطوفست بر اكل نه بر خمط زيرا كه اثل طرفاء است و ثمر ندارد يعنى دو باغ كه خداوند شورهء گز بود و چيزى از درخت كنار كه اندك بود يعنى آن شوره زارهاى اندك كه ميوهء كنار داديم تا ياد كنيد ميوه هاى فوت شده را و تسميهء چنين موضعى بجنت بطريق مشاكله است كما قال اللَّه تعالى وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّه و قوله فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْه الخ قتاده گفته كه در آن دو جنت بهترين اشجار بود و حقتعالى به جهت اعمال ايشان آن را ببدترين اشجار بدل فرموده كما قال * ( ذلِكَ ) * آن عذاب عاجل * ( جَزَيْنهُمْ ) * پاداش داديم ايشان را * ( بِما كَفَرُوا ) * بسبب آنكه كفران نعمت ورزيده بر سل ما كافر شدند ما مصدريه است يعنى بسبب كفران ايشان بنعمت ما يا كافر شدن ايشان بسيزده پيغمبران و نگرويدن بايشان * ( وَهَلْ نُجازِي ) * و آيا عقاب كرده شود به مثل آنچه مذكور شد * ( إِلَّا الْكَفُورَ ) * مگر ناسپاس كه در كفران يا كفر بنهايت رسيده باشد و حفص نجازى بفعل متكلم مىخواند و كفور را منصوب ميسازد بمفعوليهء آن يعنى آيا پاداش ميدهيم مگر ناسپاس را و بر هر تقدير هل براى انكار است يعنى اين نوع عذاب را پاداش نميدهيم مگر اهل كفران و كفر را و چون جزا عام است مر مؤمن و كافر را و مجازات خاصهء كفار از اينجاست كه در اين مقام اختيار نجازى بر يجزى كرده و جمعى از جمهور به اين آيه استدلال كرده‌اند بر آنكه مرتكب كبيره كافر است و اين استدلال غير سديد است زيرا كه حقتعالى در اين آيه بيان فرموده كه جزا داده نميشود به اين نوع عذاب كه استيصال است مگر كافر و جايز است كه عذاب فاسق به غير اين نوع باشد و گويند معنى آنست كه جزا داده نميشود بجميع سيئات مگر كافر زيرا كه حقتعالى تكفير بعضى از سيئات مؤمن مىكند و ابو مسلم بر اينوجه تفسير كرد كه تقاضا كرده نشود و ارتجاع نموده نشود آن چيزى كه داده شده باشد ببنده مگر بكافر كه كفر او مقتضى آنست كه آنچه به او عطا نموده شده ارتجاع كنند و بنا بر اين مجازات كه از يجازى ماخوذ است بمعنى تقاضى باشد آورده‌اند كه بقاياى سبا نزد پيغمبر خود آمدند گفتند شناختيم پروردگار خود را و دانستيم كه جميع نعم از جانب او است اگر بعد از اين نعمتى بما ارزانى فرمايد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 362 | الملا فتح الله الكاشاني