خداى تعالى شما را در او روزى ميدهد شهرى پاكيزه است چه دايم هواى معتدل و تن درست دارد و آبى شيرين و خاكى پاك كه اصلا پشه و كيك و شپش و عقرب و مار و غير آن از هوام ضاره نيست و هواى آن دافع جميع هوام است * ( وَرَبٌّ غَفُورٌ ) * و پروردگار شما كه رازق شما است و طالب شكر از شما پروردگارى است آمرزنده فرطات مر كسى را كه از شرك توبه كند چون ايشان اينكلام را از پيغمبر خود بشنيدند * ( فَأَعْرَضُوا ) * پس روى بگردانيدند از وظايف شكر گزارى و طريق كفران نعمة پيش گرفتند و تكذيب اين سيزده پيغمبر نمودند كه بر ايشان مبعوث شده بودند و گفتند خداى را بر ما هيچ نعمتى نيست و اگر اين نعمت او داده است بگوئيد تا آن را از ما سلب كند و در خبر آمده كه پيغمبر آخرين كه بايشان آمد در زمان پادشاهى ذى عاد بن حبشان الاعاوى بن جيشان بود بعد از رفع عيسى ( ع ) و او را بسيار برنجانيدند حقتعالى موشهاى درشتى در زير بند ايشان خلق فرمود تا بامر او سبحانه بند را سوراخ كردند و نيم شب كه همه در خواب بودند بند شكست و گسيخته شد و سيل در آمده همهء منازل و حدايق معموره ايشان مغمور ساخت و اكثر مردمان و چهارپايان ايشان را هلاك كرد و برخى كه ماندند در عالم منتشر شدند و در انتشار ضرب المثل عرب شدند كه تفرقوا ايادى السبا حاصل كه حقتعالى ميفرمايد كه چون ايشان از شكر اعراض كردند و كفران نعمت نمودند * ( فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ) * پس فرستاديم بر ايشان * ( سَيْلَ الْعَرِمِ ) * سيل امرى صعب يق عرم الرجل فهو عارم و عرم اذا صعب خلقه و عرم اينجا صفت بند است يعنى سيل بندى محكم كه بلقيس ساخته بود و گويند عرم صفت جرز است و اضافهء سيل به آن
به جهت آنست كه جرز نقب آن كرد يعنى سيلى كه سوراخ كرد بند آن را موش دشتى كه با قوت و صعوبت بود و تناور و بنا بر تفسير اول عرم جمع عرم است كه آن حجارهء مر كوهه است يعنى سيل بندى كه بسنگهاى محكم بر هم چيده و محكم كرده بودند و گويند عرم آبى عظيم است كه دفع آن نتوان كرد و صاحب معانى آورده كه عرم بمعنى شديد است و اضافه سيل به آن از قبيل اضافهء موصوف است بصفت اى السيل العرم و مشتق از عرامه بمعنى شدت و نزد بعضى ديگر عرم مطر شديد است اى سيل المطر الشديد يعنى سيلى كه از باران سخت و درشت جمع شده بود و نزد بعضى اسم وادى بوده كه سيل از آنجا بنواحى و اطراف منتشر ميشد و صاحب كنز الغلة آورد كه عرم بكسر اصطلح آب گير است كه اهل سبا به سنگ و قير آن را بند كرده بودند و مرز بند آب كقوله فارسلنا عليهم سيل العرم * ( وَبَدَّلْناهُمْ ) * و بدل كرديم ايشان را * ( بِجَنَّتَيْهِمْ ) * بعوض دو باغ ايشان كه پر ميوه بودند * ( جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ ) * دو باغ كه خداوند ميوه ها بودند از
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 361
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٦١