تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
و اينكه جن در واهمه ايشان انداخته بودند كه علم غيب ميدانند باطل بوده و بنا بر اين مقتضى مقام اين بود كه ( تبينت الانس و الجن لو كانوا يعلمون الغيب ) الخ هم چنان كه در مصحف ابن مسعود است و لكن به جهت الزام حجت تغيير نظم داده هم چنان كه كسى با غير مناظره مىكند و بر او الزام حجة مينمايد و ميگويد هل تبين لك انك على باطل و ارباب تواريخ آورده‌اند كه عمر سليمان عليه السّلام پنجاه و سه سال بود و چهل سال پادشاهى كرد و در روزى كه پا بر سرير سلطنت نهاد سيزده ساله بود و بعد از آنكه چهار سال از پادشاهى او گذشته بود بنياد عمارت بيت المقدس نمود و اينكه جن متحمل مشاق عظيمه و اعمال جسميه ميشدند با آنكه لطيف الجسم و رقيق البنيه‌اند به اين وجه بود كه حقتعالى تغيير خلقت ايشان داده بود و قوت تام بايشان عطا فرموده و جسم ايشان را زياده كرده بر وجهى كه حامل امور شاقه و اعمال صعبه مىشدند و اين به جهت معجزهء سليمان عليه السّلام بود بر صدق دعوى نبوت و همهء ديوان در دست او مانند اسيران بودند و چون سليمان وفات يافت بخلقهء اصليهء خود رجوع كردند و قوت ايشان بر تحمل مشاق عظيمه زايل گشت و اكنون بر خلقت اصلى خودند و بعد از ذكر قصهء سليمان و امر كردن بآل داود بتاديهء شكر گذارى بر نعم جليله كه بايشان عطا فرموده بود بيان قصهء سبا مىكند به آنچه دال است بر حسن عاقبت شكور و سوء خاتمه كفور ميفرمايد كه * ( لَقَدْ كانَ ) * بدرستى كه بود * ( لِسَبَإٍ ) * مر اولاد سبأ بن يشخب بن يغرب بن قحطان را * ( فِي مَسْكَنِهِمْ ) * در مسكنهاى ايشان يعنى در بلدهء يمن كه مسكن و ماواى ايشان بود * ( آيَةٌ ) * علامتى و دلالتى بر وجود صانع و قدرت كاملهء او و سبوغ نعم او و مجازات او بمحسن و مسيء در شكر و كفران سبوغ نعم او و جمع مسكن به اعتبار تعدد مواضع سكناى ايشانست و حفص مسكن را بفتح كاف مىخواند و كسايى بكسر كه صيغه مفرد است و يا خبر مبتداء محذوفست اى هى جنان يعنى آيتى كه در مساكن اهل سبا گفته شد دو بوستان بود و تسميه اولاد سبا بسباء از قبيل تسميهء قبيله است باسم پدر ايشان و اين از عادت عربست كه تسميهء قبيله نمايند باسم پدر ايشان و فروة بن مسبك روايت كرده كه حضرت رسالت را پرسيدند كه يا رسول اللَّه سبا مرد بود يا زن فرمود كه سبا مردى بود از عرب و او را ده پسر بود شش متيمن و چهار متشام و امام آنها كه متيمن بودند از دو كنده و مذحج و اشعرون و انمار و حميراند پس مردى گفت يا رسول اللَّه ( ص ) انمار كدام قبيله است فرمود آنهااند كه خثم و بحيله از ايشانند اما آن چهار كه متشامند عامله است و خرام و جدام و لحم و غسان پس مراد بسبا اينجا قبيله‌اند كه اولاد سبأ بن يشخب اند و در مختار القصص مذكور است كه فرزندان سبا را در حوالى مارب كه از ولايات يمن است و ميان آن
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 359 | الملا فتح الله الكاشاني