نخواهد بود حقتعالى فرمود كه اى محمد تو هم سوگند بخور كه به حق آفريدگار من كه به زودى * ( لَتَأْتِيَنَّكُمْ ) * بيايد بشما قيامت * ( عالِمِ الْغَيْبِ ) * صفة ربى است و تكرير ايجاب كه مؤكد است به قسم و مقرر به وصف مقسم به بصفاتى كه مقرر امكان اتيان قيامتست و نفى استبعاد به جهت عظمة حال مقسم به است و قوت حال مقسم عليه و شدت ثبات و استقامت آن يعنى هر آينه قيامت بيايد به حق آفريننده من كه دانندهء پوشيدههاست * ( لا يَعْزُبُ عَنْه ) * دور نشود از علم او اين ماخوذ است از عزب كه بمعنى بعد است و منه العزب لانه بعيد من الزوج مراد آنست كه يعنى پوشيده نگردد از او * ( مِثْقالُ ذَرَّةٍ ) * همسنگ مورچهء خورد يا به وزن ذرهء از ذرات هوا * ( فِي السَّماواتِ ) * در آسمانها * ( وَلا فِي الأَرْضِ ) * و نه در زمين * ( وَلا أَصْغَرُ ) * و نيست خوردتر * ( مِنْ ذلِكَ ) * از مثقال ذرة * ( وَلا أَكْبَرُ ) * و نه بزرگتر از آن * ( إِلَّا ) * مگر آنكه مكتوبست * ( فِي كِتابٍ مُبِينٍ ) * در كتابى روشن يعنى لوح محفوظ كه جميع كاينات در او ثبت است تا ملائكه بر آن مطلع شوند اين لطفيست بر ايشان و در كشاف گفته كه وجه و ارتباط و مناسبت اين صفات باتيان قيامت آنست كه قيام ساعة از مشاهير غيوبست و ادخل در خفيه و اسرع بقلب و انفذ در ان در حين استماع اينكه او سبحانه عالم الغيب است پس چون كه حقتعالى باسم خود قسم ياد فرمود بر اثبات قيام ساعت و وقوع آن لا محاله بعد از آن وصف خود نمود به آنكه عالم الغيوب است و هيچ چيز از خفيات از او فوت نميشود و مندرج شد در تحت آن احاطهء وى بوقت قيام ساعت و قوله و لا اصغر الخ جمله ايست كه مؤكدهء نفى عزوبست و رفع آن بابتدائية است و جايز نيست عطف آن بر مثقال زيرا كه استثنا مانع اينست مگر در صورتى كه ضمير عنه راجع بغيب باشد و آنچه مثبت است در لوح خارج باشد از آن بجهة ظهور آن چه اثبات خفيات در لوح نوعى از بروز است از حجاب و معنى اينكه لا يفصل عن الغيب شيئى الا مسطور فى اللوح و قوله * ( لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * علة لتاتينكم است و بيان آن چيزى كه مقتضى اثبات ساعت است يعنى اتيان ساعت حق است و وقوع آن ضرورى تا پاداش دهد حقتعالى آنان را كه گرويدهاند * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردهاند عملهاى شايسته * ( أُولئِكَ ) * آن گروه مؤمنان و نيكوكاران * ( لَهُمْ مَغْفِرَةٌ ) * مر ايشان را است آمرزش خطيئات * ( وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ) * و روزى بزرگوار يعنى بىتعب طلب در آن و بدون منت در آن و بىتنقيص و تكدير به آن و بدانكه چون او سبحانه اقتصار بر يمين مذكور ننموده بلكه در عقب آن حجت قاطعه و بينهء ساطعه آورده كه * ( لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * است تا آخر پس وجوب جزا را در عقول وضع
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 345
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٤٥