ضربست و ذكر توبه در وعد اشعار است به آنكه ظلم و جهل لازم اكثر ادميان است و اغلب ايشان خالى نيستند از فرطات ( اللهم صل على محمد و آل محمد و وفقنا فى اكتساب الطاعات و جنبنا عن الفرطات و تتبع الشهوات به حق محمد سيد البريات و إله المعصومين عليهم الصلوات و التسليمات )
سورة السباء
مكيست و پنجاه و پنج آيتست بعدد شامى و پنجاه و چهار نزد غير ايشان و اختلاف واقع است در آيهء عن يمين و شمال كه شاميست ابى ابن كعب از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه هر كه سورهء سبا تلاوت كند هيچ نبى و رسول نباشد مگر كه در روز قيامت رفيق او باشد و با او مصافحه كند و ابن اذينة از ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل كرده هر كه سورهء سبا و فاطر بخواند در شب تا روز در حفظ خدا باشد و هيچ چيز ضرر به او نتواند رسانيد و اگر در روز بخواند تا شب هيچ مكروهى به او نرسد و چندان خير دنيا و آخرت را به او دهند كه در خواطر او نگذرد و بنهايت آن نرسد و بدانكه چون حقتعالى ختم سورة الاحزاب فرمود بيان فرض در تكليف و جزاى محسن در احسان و مسيء بمسائة افتتاح اين سوره كرد به حمد برفعة و كمال قدرة خود و فرمود كه
* ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّه ) * همه ستايش و سپاس مر خداى را است * ( الَّذِي لَه ) * آن خدايى كه مر او راست * ( ما فِي السَّماواتِ ) * آنچه در آسمانهاست از وسايط جلايل نعم * ( وَما فِي الأَرْضِ ) * و آنچه در زمينهاست از روابط دقايق جود و كرم ذكر اين كلام براى تعريف وجوب حمد است بر نعم دنيويه و تعليم كيفيت آن يعنى بگوئيد اى بندگان كه مر او راست حمد و سپاس در دنيا به جهت كمال قدرت و تمامى نعمت او چه اوست كه مصدر همهء خلق و نعمت است * ( وَلَه الْحَمْدُ ) * و مر او راست ستايش * ( فِي الآخِرَةِ ) * در آن سراى زيرا كه آن چه در عقبا است از خلق و نعمت نيز از او صادر شده نه از غير او و اين از قبيل عطف مقيد بر مطلق نيست زيرا كه وصف او بمالكيت سماوات و ارض دلالت مىكند بر آنكه او منعم نعم دنيويه است و ابتداء حمد بنعم دنيويه به جهت تقديم آنست بر نعم اخرويه و تقديم صله در ثانى دون اول به جهت اختصاص است چه نعم دنيويه گاه هست كه بوسايط غير مىباشد بخلاف نعم آخرت كه بدون واسطهء غير است و حمد بندگان در آخرت نه از روى تكليف است بلكه بر وجه فرح و سرور است چنان كه گويند ( الحمد للَّه الذى هدانا لهذا و