تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
بهمت خود برداشت و فوق طاقت او بود گفتند ظلم كردى بر نفس خود ندانستى كه بار گرانست جواب داد كه از غير حق جاهل بودم آوازهء ظلومى و جهولى او در عالم افتاد و عالميان از سر اين غافل و در لوامع آورده كه عشق در عالم بشريتست نه در مملكت و ملكيت چه ايشان سايه پرور لطف و عصمت اند و مرد سايه پرورد و محب بىدرد را قدر و قيمتى نباشد و عشق در خور طايفه ايست كه صفت أ تجعل فيها سرمايهء بازار ايشان و سمت * ( إِنَّه كانَ ظَلُوماً جَهُولًا ) * پيرايهء روزگار ايشانست آفتاب امانت كه از برج عرض الوهيت بتافت آسمان گفت مرا صفت رفعت ثابت است زمين فرياد بر كشيد كه مرا نعت بسطت واقعست صدا از كوه برآمد كه مرا ثبات قدم حاصلست ما تحمل اين بار نداريم مبادا كه بجهة تقصير در امانت دارى آفتى بما باز خورد و اين صفات را از ما باز ستانند آدم خاكى گفت كه چه چيز دارم كه از من باز ستانند مردانه پيش آمد و بارى كه هياكل افلاك نكشيدند بر دوش نياز گرفته نعرهء هَلْ مِنْ مَزِيدٍ آغاز كرد از جانب الهى خطاب رسيد كه اى خاك دلير اينهمه قوت و جرات از كجا آوردهء زبانحال او جواب داد كه بار گران بمدد يار مهربان توان كشيد بدين مضمون بيت آن بار كه از بردن آن عرش ابا كرد با قوت او حامل آن بار توان شد و ايضا قال بعض العرفاء بيت . دل نادان من امانت عشق هم به پشتى آن كرم برداشت القصه خلعت حمل امانت جرير قامة با استقامت انسان كه منشور إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً بر نام او نوشته‌اند راست نيامد چون كارى بدين عظمت و مهمى بدين ابهت نامزد او شد به جهت دفع چشم زخم حسودان شياطين كه دشمنان ديرينه‌اند سپند * ( إِنَّه كانَ ظَلُوماً جَهُولًا ) * بر آتش غيرت افكندند ( ع ) تا كور شود هر آنكه نتواند ديد و اللَّه اعلم و احكم بعد از آن تعليل حمل اين امانت مىكند بقوله * ( لِيُعَذِّبَ اللَّه ) * يعنى عرض امانت كرديم بر آدميان و ايشان حامل آن شدند تا عذاب كند خداى * ( الْمُنافِقِينَ ) * مردان منافق را * ( وَالْمُنافِقاتِ ) * و زنان منافقه را بتضييع امانت * ( وَالْمُشْرِكِينَ ) * و مردان شرك آرنده * ( وَالْمُشْرِكاتِ ) * و زنان مشركه را بخيانت در آن امانت از حسن مرويست كه ( هما الذان حمل ها و ظلما و جهلا ) اين دو طايفه اند كه حامل امانتند و ظالم و جاهل * ( وَيَتُوبَ اللَّه ) * و تا رجوع كند خداى برحمت يعنى ارسال رحمة شامله خود نمايد * ( عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ) * بر همهء مردان ايمان آورنده * ( وَالْمُؤْمِناتِ ) * و بر زنان گرونده به جهت حفظ امانت * ( وَكانَ اللَّه ) * و هست خداى * ( غَفُوراً ) * آمرزنده تا بيان و حافظان امانت و مؤديان آن * ( رَحِيماً ) * مهربان بر ايشان در رسانيدن فوز عظيم بايشان در انوار گفته كه لام در ليعذب تعليل حمل است بر طريق مجاز زيرا كه تعذيب نتيجه حمل امانتست هم چنان كه تاديب در ضربته للتاديب نتيجهء
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 342 | الملا فتح الله الكاشاني