تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
گفت من بوسيلهء ايشان از خدا سؤال كردم آن چيزى را كه انفع و افضل از جميع ملك دنياست و آن سؤال من بود از خداى تعالى بوسيلهء ايشان زبانى ذاكر به من كرامت فرمايد تا حمد و ثناى او گويم و دل ذاكرى به من دهد تا ياد آلاى او نمايم و قوتى به من عطا نمايد تا متحمل دواهى و مصايب توانم شد و او سبحانه اجابت اين ملتمس من نمود كه صد هزار بار افضل از همهء دنياست و خيرات آن و محمد بن على بن بابويه باسانيد صحيحه از صادق ( ع ) روايت كرده كه در ايام سلطنت يوسف روزى زليخا از حجاب بارگاه يوسف اجازه خواست تا نزد او رود وى را گفتند مبادا از جانب او آسيبى به تو رسد به جهت آنچه ميان تو و او واقع شد گفت نميترسم از كسى كه او از خدا ميترسد چون بر يوسف داخل شد يوسف او را گفت چرا رنگ تو متغير شده جواب داد كه الحمد للَّه الذى جعل الملوك ( بمعصيتهم عبدا و جعل العبيد بطاعتهم ملوكا ) سپاس مر خداى را كه پادشاهان را به جهت معصيت بنده گردانيد و بندگان را به جهت طاعت پادشاه ساخت گفت اى زليخا چه ترا بر آن چيزى داشت كه از تو صادر شد گفت حسن وجهك يا يوسف نيكويى روى تو مرا بر آن داشت فرمود كه پس تو چه حال داشته باشى وقتى كه پيغمبرى را به بينى كه او را محمد ( ص ) گويند در آخر الزمان كه روى او از روى من زيباتر و خلق او از خلق من نيكوتر باشد و سماحت و جوانمردى او از من بيشتر زليخا گفت صدقت راست گفتى يوسف گفت كيف علمت انى صدقت از كجا دانستى راستى گفتار من گفت لانك حين ذكرته وقع حبه فى قلبى به جهت آنكه چون ياد او را كردى دوستى او در دل من جاى گرفت حقتعالى بيوسف ( ع ) وحى كرد كه انها قد صدقت و انى قد احببتها بحبها محمدا بتحقيق كه او راست گفت و من او را دوست خود گرفتم به جهت دوستى او بمحمد ( ص ) پس امر كرد يوسف را تا به زليخا متزوج شد و از اين احاديث مفهوم مىشود كه به مجرد ذكر آن حضرت و استماع آن و توسل به او بدون صلوات بر او موجب انجاح مرام و مقاصد مىشود فكيف بواسطهء صلوات بر او و بر اهل بيت او متوسل بايشان شوند و بعد از آن طلب حاجت كنند به اين نوع كه ( اللهم به حق محمد و آل محمد صل على محمد و آل محمد و افعل بى كذا و كذا ) جابر از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه فرشتهء از فرشتگان از حقتعالى درخواست تا شنيدن آواز بندگان را به او كرامت فرمايد حقتعالى اين مرتبه را به او داد كه هر چه بندگان گويند او شنود تا روز قيامت و هيچ بندهء مؤمن نگويد كه صلى اللَّه على محمد و إله و سلم مگر كه اينفرشته گويد و عليك السلام و بعد از آن پيغمبر ( ص ) را گويد كه ان فلانا يقرئك السلام فلان بندهء مؤمن بر تو سلام مىفرستد آن حضرت گويد و عليه السلام سلام خدا بر او باد و از امير المؤمنين مرويست كه قوت سمع اصوات را به چهار مخلوق داده‌اند و آن حضرت رسالت است و جنت و نار
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 328 | الملا فتح الله الكاشاني