جوشش ايشان را بالا افكند تا بنزديك درهاى دوزخ رسند و توقع بيرون آمدن كنند خزنه دوزخ بگرزهاى آتش ايشان را بزنند و بقعر دوزخ افكنند * ( وَقِيلَ لَهُمْ ) * و گفته شود خزنه گويند مر ايشان را بر وجه اهانت و زيادتى غيظ ايشان كه * ( ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ ) * بچشيد عذاب آتش را * ( الَّذِي كُنْتُمْ بِه ) * آنعذابى كه بوديد كه به آن * ( تُكَذِّبُونَ ) * تكذيب مىكرديد و باور نميداشتيد اين كلام نيز دال است بر آنكه مراد بفاسق كافر است چه غير مخلد نخواهد بود در دوزخ * ( وَلَنُذِيقَنَّهُمْ ) * و هر آينه بچشانيم اهل مكه را * ( مِنَ الْعَذابِ الأَدْنى ) * از عذاب نزديكتر و خوردتر در دنيا كه قتل و اسر است و قحط در مدت هفت سال كه به آن ممتحن بودند و يكديگر را ميخوردند و كلاب و جيف را اكل ميكردند * ( دُونَ الْعَذابِ الأَكْبَرِ ) * بجز از عذاب بزرگتر كه عذاب خلود است در آتش دوزخ * ( لَعَلَّهُمْ ) * شايد ايشان يعنى جمعى كه باقى مانند از ايشان * ( يَرْجِعُونَ ) * باز گردند به راه حق و از كفر توبه كنند تا به جهت آن از عذاب اكبر نجات يابند و از كعب و ضحاك نقلست كه مراد به عذاب ادنى انواع مصايب و بلايا و محن دنيا است در نفس و مال و نزد ابن عباس مراد به آن عذاب حدود است و نزد مجاهد عذاب قبر است و اين قول از ابى عبد اللَّه ( ع ) مرويست و نيز از ابى جعفر ( ع ) نقلست كه عذاب اكبر خروج مهدى آل محمد است بر كافران و استيصال همهء ايشان بر دست او و برايت ديگر از ايشان منقولست كه عذاب اكبر خروج دابت الارض است و دجال در موضح آورده كه عذاب ادنى جمع خطاست و اكبر كسب اثار و ابو سليمان دارابى گفته كه ادنى خذلانست و اكبر نيران و در لباب آورده از تفسير نقاش نقلكرده كه ادنى غلاى اسعار است و اكبر خروج مهدى بشمشير آبدار و گفتهاند خوارى دنيا و نگونسارى عقبى يا افتادن در گناه و دور افتادن از قرب إله * ( مَنْ أَظْلَمُ ) * و كيست ستمكارتر * ( مِمَّنْ ذُكِّرَ ) * از كسى كه پند داده شود * ( بِآياتِ رَبِّه ) * بآيتهاى پروردگار او يعنى قرآن يا همهء حجج واضحه بر امر حق * ( ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها ) * پس روى بگرداند از آن و تفكر كند در آن يعنى هيچكس ظالمتر از آن كس نيست كه تنبيه او نمايد بر حجج او سبحانه كه موصل او باشد بمعرفت حقتعالى و معرفت ثواب او و از آن اعراض كند و در آن ننگرد ذكر ثم جهت استبعاد اعراض است از آيات با وجود فرط وضوح آن و ارشاد آن بسعادت ابديه بعد از تذكير به آن كما فى بيت الحماسة و لا يكشف الغماء الا ابن حرة . يرى غمرات الموت ثم يزورها كه شاعر استبعاد زيادت غمرات موت كرده بعد از رؤيت آن و استيقان آن و اطلاع بر شدايد ان پس در اينمقام
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٤١