تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
* ( مُوقِنُونَ ) * بدرستى كه ما بيگمانانيم و متيقن براى عقبى زيرا كه مشاهده كرديم و ما را شبهه در آن نمانده بدانكه ربنا مقول قول محذوفست اى قائلين ربنا و جواب لو مقدر تقدير اينكه لرايت امرا فظيعا يعنى اگر به بينى كه ايشان سر در پيش افكنده قايل قول مذكور باشند هر آينه مشاهده كنى امرى فظيع پر هول و هيبت و در كشاف آورده كه خطاب در ترى ميتواند بود كه راجع به پيغمبر ( ص ) باشد و در اين دو وجه است يكى آنكه مراد در آن تمنا باشد كانه قال وليتك ترى كقولك للغير لو نظرت اليها يعنى كاشكى ميديدى حال عجيب و فظيع مشركان را و تمنى براى او در حكم ترجى است مر او را در كريمهء لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ زيرا كه آن حضرت انواع غصص را تجرع مينمود از عداوت و ضرار ايشان پس حقتعالى آن حضرت را مخاطب ساخت اينكه اى محمد ( ص ) كاشكى ميديدى ايشان را بر اين صفت فظيعه و خزى و غم و خجالت تا شماتت كند بايشان و غصص او رفع شود دوم آنكه لو لو امتناعية باشد و جواب آن محذوف و هو لرايت امر فظيعا او لرايت اسوء حال ترى و ميشايد كه خطاب راجع بهر رائى باشد يعنى حال فظيعة ايشان بر وجهى باشد كه هر كه بيننده باشد آن را مشاهده كند و لو و اذ هر دو از براى مضى موضوعند و ذكر آن در اينمقام با آنكه مراد مستقبلست جهت آنست كه مترقب از خداى و ثابت در علم او بمنزلهء واقعست و متحقق الوقوع و مفعول ترى يا غير مقدر است بجهة آنكه معنى آنست كه لو يكون منك رؤية فى هذا الوقت و يا مقدر به آنچه صلهء اذ دالست بر آن و اذ ظرف ترىست حاصل كه چون مشركان بقول مذكور قايل شوند حقتعالى گويد كه * ( وَلَوْ شِئْنا ) * و اگر ميخواستيم * ( لآتَيْنا ) * هر آينه ميداديم در دنيا * ( كُلَّ نَفْسٍ هُداها ) * هر نفسى را آنچه راه يافتى بوسيله آن بسوى ايمان و عمل صالح يعنى همه را بر وجه الجاء و اكراه و قسر و قهر بايمان و عمل صالح ميداشتيم اما چون تكليف مقتضى خلاف اينست چه مكلف بايد كه به اختيار خود ايمان آورد تا مستحق مدح و ثواب باشد از اين جهة ايشان را بر ايمان ملجا نساختيم بلكه زمام اختيار كفر و ايمان را در دست ايشان داديم فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ و ايشان به اختيار خود ترك ايمان كردند و در طريق كفر كه تمناى هواى نفس ايشان بود سلوك نمودند و بجهة آن مستحق عذاب گشتند كما اشار بقوله * ( وَلكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي ) * و لكن ثابت شده است اين گفتار مشتمل بر وعيد از من * ( لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ ) * هر آينه پر سازم دوزخ را * ( مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ ) * از كفار ديو و آدمى * ( أَجْمَعِينَ ) * در حالتى كه همه مجتمع باشند در آن ايراد لام قسم بجهة آنست كه قول حقتعالى بمنزله قسم است و ملخص سخن آنست كه ما بندگان را از روى الجا و اضطرار بر ايمان نداشتيم بلكه تبيين امر ايمان نموديم بر