وجه اختيار و ايشان عمى را بر هدى اختيار كردند و بجهة آن كلمهء عذاب واجب گشت بر اهل عمى نه اهل بصيرت و لهذا در عقب آن فرموده * ( فَذُوقُوا ) * پس بچشيد عذاب دوزخ را * ( بِما نَسِيتُمْ ) * بسبب آنكه فراموش كرديد و فرو گذاشتيد و متذكر نشديد * ( لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا ) * به رسيدن شما به اين روز يعنى به جهت ترك تذكر و تدبر ايمان نياورديد به آن حقتعالى ذوق عذاب را نتيجهء فعل ايشان گردانيده كه آن عقوبت نسيان عاقبت است و عدم تفكر در آن و ترك استعداد آن و چون مراد بنسيان خلاف تذكر است پس معنى آن است كه انهماك شما در شهوات و امانى اهواء ذاهل و غافل ساخت شما را از تذكر در عاقبت و مسلط گردانيد بر شما نسيان را و فرو گذاشتن اين و بعد از آن بر طريق مقابله فرمود * ( إِنَّا نَسِيناكُمْ ) * بدرستى كه ما فراموش گردانيديم يعنى ترك كرديم و گذاشتيم شما را در عذاب و اصلا شما را ياد نياورديم هم چنان كه شما ترك ايمان كرديد و آن را فرو گذاشتيد و به ياد نياورديد مراد آن است كه با شما معاملهء ناسيان كرديم و اين كنايتست از طول عذاب و خلود آن هم چنان كه كسى كه در زندان مخلد باشد در حق او گويند كه فلان در زندان از جمله فراموشان است و در استيناف انا نسيناكم و بناى فعل بر ان و اسم ان تشديد است در انتقام كشيدن از ايشان * ( وَذُوقُوا ) * پس بچشيد * ( عَذابَ الْخُلْدِ ) * عذاب جاودانى را * ( بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * بسبب آنچه بوديد كه ميكرديد از معاصى تكرير امر جهة تاكيد است و تصريح به مفعول آن و تعليل آن بافعال سيئه و اعمال قبيحهء ايشان از تكذيب و معاصى هم چنان كه تعليل آن فرموده در اول به ترك تدبر در امر عاقبت و تفكر در آن به جهت دلالت بر آنكه هر يك از ترك تدبر در امر آخرت و ارتكاب معصيت علت تامهء عذابند پس خلاصهء معنى آن است كه اى اهل شرك بچشيد اين عذاب مفرط را و آنچه در آن هستيد از نكس رؤس و فرط خزى و شدت غم بسبب ترك تفكر در عاقبت و نگرويدن بنشانهء آخرت و بچشيد عذاب مخلد را در جهنم بسبب آنچه كرديد در دنيا از معاصى و انواع كباير موبقه از كعب الاحبار مروى است كه روز قيامت چون همهء بندگان را در سعيد سياست بدارند و حساب همه بكنند و اهل دوزخ را به راه دوزخ روانه سازند ملائكه برخيزند و زبان بشفاعت بگشايند حق تعالى بعضى از ايشان را بجهة شفاعت فرشتگان از راه دوزخ باز آورد و گروه ديگر بشفاعت پيغمبران از دوزخ خلاصى يابند و جمعى ديگر بشفاعت شهيدان و فرقهء ديگر بشفاعت مؤمنان بعد از آن رحمة الهى به صورت خوب برآيد و گويد بار خدايا مرا نيز شفاعتى ميرسد حقتعالى فرمايد كه شفاعت كن در حق هر مؤمن و مؤمنه كه مرا در موضعى ياد كرده باشد و يا از من ترسيده و يا اميدوار بوده يا در همهء عمر يكبارى مرا از روى خوف يا رجا خوانده پس بشفاعت او هر مؤمنى و مؤمنه كه بوده باشد از
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٣٣