تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
باشد قبض روح او كنم از ابن عباس مرويست كه دنيا نزد ملك الموت مانند خانيست نزد كسى كه از هر جا كه خواهد از آن چيزى بر دارد بىتعبى و رنجى كه به او برسد و ما بين گامى كه ملك الموت بر دارد از مشرقست تا مغرب و عكرمه از ابن عباس نقل كرده كه پيغمبر ( ص ) فرموده كه همهء اوجاع و امراض كه واقع ميشوند پيك مرگند و رسولان آن و چون اجل بنده نزديك رسد ملك الموت بنفس خود حاضر شود نزد او و او را گويند كه بسا خبرى كه بعد از خبريست و بسا رسولى كه بعد از رسوليست و بسا بريدى كه بعد از بريديست و من خبرىام كه بعد از من خبرى نخواهد بود و من رسولى و بريدىام كه بعد از من رسول و بريدى نباشد اجب ربك طايعا او مكرها اجابت پروردگار خود كن خواه برغبت و خواه بكراهة و چون قبض روح او كند خويشان و مصاحبان او بفرياد و فغان آيند ميگويد بايشان كه كه بر كه فرياد ميكنيد و بر كه گريه ميكنيد و اللَّه ما ظلمت له اجلا و لا اكلت له رزقا به خدا سوگند كه من بر او ستم نكردم در اجل يعنى قبل از اجل قبض روح او نكردم و روزى او را نخوردم بلكه خداى او را بخواندى و وى اجابت دعوت وى نمود پس بايد كه شما بر نفس خود بگرييد نه بر او فان لى فيكم عودات و عودات حتى لا ابقى منكم احدا پس بتحقيق كه مرا در شما عود و رجوع بسيار خواهد بود تا از شما هيچكس باقى نگذارم و بدانكه مىتواند بود كه مراد بملك الموت اسم جنس باشد بنا بر آنكه عزرائيل را اعوان بسيار هستند از ملائكهء رحمت و ملائكهء عذاب چنان كه گذشت و دالست بر اين قوله تعالى تَوَفَّتْه رُسُلُنا و قوله تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ و اما اينكه حقتعالى اضافهء توفى بنفس خود كرده در كريمهء اللَّه يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها باعتبار آنست كه خلق موت فرموده و هيچكس ديگر بر آن قدرت ندارد و بعد از آن حق سبحانه اخبار ميفرمايد از حال مشركان در قيامت بقوله * ( وَلَوْ تَرى ) * و اگر به بينىاى بيننده * ( إِذِ الْمُجْرِمُونَ ) * چون مشركان متوغل در انواع معاصى كه معظم آن شركست * ( ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ ) * افكندگان باشند سرهاى خود را در روز قيامت يعنى از غايت خجالت و ندامت و مذلت سرها در پيش افكنند * ( عِنْدَ رَبِّهِمْ ) * نزد پروردگار خود يعنى در موقف عرض كه حقتعالى متولى حساب خلقان باشد در حالتى كه گويند * ( رَبَّنا ) * اى پروردگار ما * ( أَبْصَرْنا ) * ديديم آنچه وعده كرده بودى * ( وَسَمِعْنا ) * و شنوديم از تو تصديق پيغمبران و يا هول رستخيز ديديم و آواز صور شنيديم يا ديديم رشد را و شنيديم حقر او يا قبل از اين بمنزلهء كوران و كران بوديم و اكنون ديديم و شنيديم * ( فَارْجِعْنا ) * پس باز گردان ما را به دنيا * ( نَعْمَلْ صالِحاً ) * بكنيم كار شايسته * ( إِنَّا
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 231 | الملا فتح الله الكاشاني