باشد قبض روح او كنم از ابن عباس مرويست كه دنيا نزد ملك الموت مانند خانيست نزد كسى كه از هر جا كه خواهد از آن چيزى
بر دارد بىتعبى و رنجى كه به او برسد و ما بين گامى كه ملك الموت بر دارد از مشرقست تا مغرب و عكرمه از ابن عباس نقل كرده كه پيغمبر ( ص ) فرموده كه همهء اوجاع و امراض كه واقع ميشوند پيك مرگند و رسولان آن و چون اجل بنده نزديك رسد ملك الموت بنفس خود حاضر شود نزد او و او را گويند كه بسا خبرى كه بعد از خبريست و بسا رسولى كه بعد از رسوليست و بسا بريدى كه بعد از بريديست و من خبرىام كه بعد از من خبرى نخواهد بود و من رسولى و بريدىام كه بعد از من رسول و بريدى نباشد
اجب ربك طايعا او مكرها
اجابت پروردگار خود كن خواه برغبت و خواه بكراهة و چون قبض روح او كند خويشان و مصاحبان او بفرياد و فغان آيند ميگويد بايشان كه كه بر كه فرياد ميكنيد و بر كه گريه ميكنيد
و اللَّه ما ظلمت له اجلا و لا اكلت له رزقا
به خدا سوگند كه من بر او ستم نكردم در اجل يعنى قبل از اجل قبض روح او نكردم و روزى او را نخوردم بلكه خداى او را بخواندى و وى اجابت دعوت وى نمود پس بايد كه شما بر نفس خود بگرييد نه بر او
فان لى فيكم عودات و عودات حتى لا ابقى منكم احدا
پس بتحقيق كه مرا در شما عود و رجوع بسيار خواهد بود تا از شما هيچكس باقى نگذارم و بدانكه مىتواند بود كه مراد بملك الموت اسم جنس باشد بنا بر آنكه عزرائيل را اعوان بسيار هستند از ملائكهء رحمت و ملائكهء عذاب چنان كه گذشت و دالست بر اين قوله تعالى تَوَفَّتْه رُسُلُنا و قوله تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ و اما اينكه حقتعالى اضافهء توفى بنفس خود كرده در كريمهء اللَّه يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها باعتبار آنست كه خلق موت فرموده و هيچكس ديگر بر آن قدرت ندارد و بعد از آن حق سبحانه اخبار ميفرمايد از حال مشركان در قيامت بقوله * ( وَلَوْ تَرى ) * و اگر به بينىاى بيننده * ( إِذِ الْمُجْرِمُونَ ) * چون مشركان متوغل در انواع معاصى كه معظم آن شركست * ( ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ ) * افكندگان باشند سرهاى خود را در روز قيامت يعنى از غايت خجالت و ندامت و مذلت سرها در پيش افكنند * ( عِنْدَ رَبِّهِمْ ) * نزد پروردگار خود يعنى در موقف عرض كه حقتعالى متولى حساب خلقان باشد در حالتى كه گويند * ( رَبَّنا ) * اى پروردگار ما * ( أَبْصَرْنا ) * ديديم آنچه وعده كرده بودى * ( وَسَمِعْنا ) * و شنوديم از تو تصديق پيغمبران و يا هول رستخيز ديديم و آواز صور شنيديم يا ديديم رشد را و شنيديم حقر او يا قبل از اين بمنزلهء كوران و كران بوديم و اكنون ديديم و شنيديم * ( فَارْجِعْنا ) * پس باز گردان ما را به دنيا * ( نَعْمَلْ صالِحاً ) * بكنيم كار شايسته * ( إِنَّا
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٣١