تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
موجب سجده باشد و اگر نه لازم آيد كه در اين سوره سجده واجب نباشد به جهت آنكه بر صيغهء امر واقع نشده و در سوره حج واجب باشد به جهت اتيان آن بصيغهء امر و حال آنكه قايلند به عكس اين در جواب گوئيم كه در اينسوره اگر چه لفظ سجده بصيغهء امر واقع نشده لكن سجدهء آن علامت كمال ايمانست كه مشعر است بر وجوب آن و اما در سورهء حج مراد به آن سجدهء صلوتست بدليل اقتران آن به ركوع پس آن در نماز واجب باشد و نزاع مادر سجوديست كه در غير نماز باشد و سجده كه ما عداى عزايم اربعست مندوبست به جهت اصالهء برائة از وجوب و قول صادق ( ع ) كه مذكور شد و اين سجدات مندوبه در يازده موضعست اعراف و رعد و نحل و بنى اسرائيل و حج در دو موضع و فرقان و نمل و ص و اذا السماء انشقت و نزد شافعى همه سجدات مسنونند و در سورهء ص اسقاط ندبية آن كرده و نزد ابو حنيفه همه واجبند و در موضع دوم از سجدهء سورهء حج اسقاط سجده نموده پس همه سجدات قرآنى نزد شافعى و حنفى چهارده باشد و بدان كه واجبست در سجدات عزايم اربع وضع جبهه و سجود بر اعضاى سبعه اما طهارت و ذكر و تشهد و تسليم و استقبال بر قول اقوى واجب نيست اما ذكر در او مندوبست و صورت ذكر آن بر اين وجهست كه صدوق روايت كرده در امالى و آن اينست كه لا إله الا اللَّه حقا حقا لا إله الا اللَّه تعبدا و رقا لا إله الا اللَّه ايمانا و صدقا سجدت لك يا رب تعبد او رقا لا مستنكفا و لا مستكبرا بل انا عبد ضعيف ذليل خائف مستجير انتهى كلام صاحب الكنز از انس روايتست كه منازل بعضى از انصار از مسجد سيد ابرار دور بود چون نماز شام با آن قدوهء انام به جماعت ادا كردند هم چنان تا بوقت اداى عشا در مسجد توقف نموده نماز گذاردندى و بمنازل خود رفتندى تا دولت نماز خفتن را به جماعت با آن حضرت دريابند و حق سبحانه و تعالى در شان ايشان فرمود كه * ( تَتَجافى ) * دور مىشود * ( جُنُوبُهُمْ ) * پهلو هاى ايشان * ( عَنِ الْمَضاجِعِ ) * از خوابگاهها * ( يَدْعُونَ رَبَّهُمْ ) * در حالتى كه ميخوانند پروردگار خود را * ( خَوْفاً ) * به جهت ترس از خشم و غضب او * ( وَطَمَعاً ) * و به جهت اميد در رحمت او ابو دردا ( رض ) روايت فرموده كه آيه در شان جمعيست كه نماز عشا و صبح را به جماعت گذاردند و اكثر بر آنند كه آيه در شان متهجدان و شب خيز انست كه چون پردهء شب فرو گذارند و جهانيان سر ببالين غفلت نهند ايشان پهلو را از بستر گرم و فراش نرم برداشته بر هر دو قدم به نماز بايستند و در شب دراز با حضرت كار ساز راز گويند و اين قول مجاهد و حسن و عطا است و مروى از ابى جعفر ( ع ) و ابى عبد اللَّه ( ع ) و واحدى باسناد خود از معاذ ابن جبل نقل كرده كه گفت با جمعى در سفر غزوهء تبوك با رسول ( ص ) بوديم و از شدت حرارت و تاب آفتاب بيتاب شده بوديم و به جهت اين هر جمعى ملتجى بموضعى شدند و من با رسول خدا ( ص ) در موضعى كه اقرب بوى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 235 | الملا فتح الله الكاشاني