خود قرار گيرند و مراد بقوله فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُه خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ آنست كه حقتعالى روز قيامت را بر كافر مدت پنجاه هزار سال سازد چه مقامات در آن روز مختلف خواهد بود و نزد بعضى مراد ( بالف سنة ) زمان مسافت نزول و صعود است به آسمان دنيا كه آسمان اولست و بخميس الف سنة مقدار مسافت صعود و نزول به آسمان هفتم و اصح
اينست كه الف سنة از براى نزول و عروجست در دنيا و خميس الف سنة از براى مدت قيامتست و بعضى ديگر تفسير آيه بر اينوجه كردهاند كه حق سبحانه تدبير مامور به مىكند از طاعات و اعمال صالحه و تنزيل آن مامور به مدبر مينمايد از آسمان به زمين بطريق وحى پس بندگان به آن عمل نميكنند و آن مأمور به صعود نميكند به او بر وجه اخلاص كه مراد و مرضى او باشد مگر در مدت متطاولة به جهت قلت اعمال و خلصاء آن و قلت اعمال صالحه چه به او صعود نميكند مگر عمل خالص و دل عليه قوله على اثره قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ و گويند مراد بامر وحيست و معنى اينكه حقتعالى تنزيل وحى مىكند با جبرئيل از آسمان به زمين و بعد از آن به او راجع مىشود جبرئيل به آنچه با او است از قبول وحى و يا رد آن در وقتى كه حقيقت هزار سال است زيرا كه مسافت ميان سما و ارض در صعود و هبوط هزار سالست چه ما بينهما پانصد ساله راهست نسبت بقطع مسافت آدمى چنان كه گذشت اما جبرئيل در يك روز طى اين مسافت مىكند * ( ذلِكَ ) * آن خدايى كه تدبير امر مىكند بر طريق مذكور * ( عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ ) * داناى پوشيده و پيدا است و پنهان و آشكارا يعنى داند امور دنيا و عقبى را يا عالمست به آنچه بوده باشد و خواهد بود پس تدبير همه چيزها مىكند بر وفق حكمت * ( الْعَزِيزُ ) * غالبست بر امر و تقدير * ( الرَّحِيمُ ) * مهربانست بر بندگان خود در تدبير * ( الَّذِي ) * آن خدايى كه * ( أَحْسَنَ ) * نيكو كرد * ( كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَه ) * هر چيزى را كه آفريده است آن را يعنى بياراست آن را بر وجهى نيكو كه لايق و سزاوار بود به آن مقتضاى حكمت و وفق مصلحت چه هيچ شيئى خلق نفرموده مگر كه مرتبست بر آنچه حكمت مقتضى آن است و مصلحت موجب آن پس جميع مخلوقات حسن باشند اگر چه متفاوتند در صورت حسن كما قال لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ و در اين دلالت است بر آنكه كفر و قبايح جايز نيست كه آفريدهء او باشد مقاتل و سدى گويند كه احسن بمعنى علمست يعنى خداى كه قبل از خلق عالم بود به اينكه هر شيئى را چگونه خلق ميبايد كرد بر وجه احكام و اتقان كما
قال امير المؤمنين قيمة كل امرئ ما يحسنه
اى ( ما يعلم ) * ( وَبَدَأَ ) * و آغاز كرد * ( خَلْقَ الإِنْسانِ ) * آفريدن آدم را * ( مِنْ طِينٍ ) * از گل * ( ثُمَّ جَعَلَ ) * پس بيافريد * ( نَسْلَه ) * ذريهء و فرزندان او را * ( مِنْ سُلالَةٍ ) * از خلاصه و نقاوه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 228
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٢٨